Skip to main content
فهرست مقالات

معلم تو در علم طب چه کسی بود؟

(4 صفحه - از 66 تا 69)

خلاصه ماشینی:

"قهرمان داستان که از کثرت سن، موهایش کاملا سفید شده بود،در میان آن‌ جمع بیش از دیگران جلب توجه می‌کرد زیرا اغلب آنان که می‌خواستند امتحان بدهند، جوان بودند و مثل او پیر نشده بودند،کسانی‌ او را نمی‌شناختند و تعجب می‌کردند این‌ پیرمرد که لب گور است چگونه می‌خواهد امتحان بدهد و این گواهینامه به چه درد او می‌خورد؟مگر می‌خواد در آن عالم نیز طبابت کند؟ پیرمرد که به خود فرو رفته بود کسی‌ جرات نمی‌کرد با او صحبت کند. در تمام عمر جز نبات و قند و گلاب و امثال اینها تجویز نکرده‌ام آنگاه که‌ همه چشم بدهان شیخ و ابن تلمیذ دوخته‌ بودند و از صحبت زیرگوشی آنها در شگفت‌ بودند،ابن تلمیذ با صدای بلند بطوری که‌ همه بشنوند گفت‌"ای شیخ معذرت می‌خواهم‌ اکنون تو را خوب شناختم تو می‌توانی بکارت‌ همچنان ادامه دهی‌" شیخ که بسیار خوشحال به نظر می‌رسید،می‌رفت که به کارش ادامه دهد، ابن تلمیذ از نفر بعد می‌پرسید10معلم تو که بود؟" او پاسخ داد"همین شیخی که الان‌ امتحانش کردید،معلم من بود" ابن تلمیذ از شنیدن این سخن، آنچنان خندید که اشک در چشمش جمع شد و گفت‌"انصافا مرد مهمی است‌" ابن تلمیذ به او هم توصیه کرد "تو هم همان روش طبابت او را دنبال می‌کنی؟" امتحان دهنده جواب داد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.