Skip to main content
فهرست مقالات

پاسدارم، ارتش نام آورم

شاعر:

(1 صفحه - از 5 تا 5)

خلاصه ماشینی:

"محمد نبی باقری پاسدارم،ارتش نام آورم عزم آن دارم که جانبازی کنم‌ روح قرآن را زخود راضی کنم با چنین سودا سرافرازی کنیم‌ مالک،سعد معاذم،بوذرم بر کنم از بن،بنای کینه را پایگاه دشمن دیرینه را میکنم آماج پیکان سینه را میثم،عمار یاسر،قنبرم عازمم تا جان دهم در راه دوست‌ طی کنم راهی که خاطر خواه اوست هر چه اید بر من از جانان نکوست‌ این من و این جسم و جان و پیکرم در پناه آیه‌"امن یجیب‌" در لوای پرچم‌"فتح قریب‌" میکنم کاری در این صحرا عجیب‌ در ره دین از سرو جان بگذرم می‌کنم رنگین زخون خویشتن‌ دامن صحرا،بیابان وطن پوشم از تقوا بر اندامم کفن‌ "موته‌"این سرزمین را"جعفرم‌" هر کجا در ملک ایران بسته صف‌ صد هزاران‌"حر"براهت جان بکف استوار آماده در راه هدف‌ ای امامم،سیدم،ای سرورم غرب پر کین را نمایم محو مات‌ می‌ستانم از تن شومش حیات در فنایش دارم از قرآن برات‌ یار مسکین،دشمن مستکبرم باکم از صدام بد بنیاد نیست‌ زاتش خمپاره بیداد،نیست ایده ما،منطق رهبر یکی است‌ بر ستمگر قهر حی داورم از هوا سجیلم و در یا نهنگ‌ در نبرد دشمنانم چون پلنگ تا براندازم زگیتی نام ننگ، پاسدارم،ارتش نام آورم باکم از واشنگتن،بی باک نیست‌ از ناپالم و از آواکسم باک نیست تکیه‌ام جز بر خدای پاک نیست‌ چون تبر بر دوش پور"آذرم‌" مونس شبهای تارم ای تفنگ‌ روز محنت غمگسارم ای تفنگ داستانی با تو دارم ای تفنگ‌ چون توئی در روز هیجا،یاورم دلداری بدهیم بعضی از آن برادران ما را دلگرم می‌کردند که چیز مهمی نیست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.