Skip to main content
فهرست مقالات

سیلو یا پلات

نویسنده:

(20 صفحه - از 109 تا 128)

کلید واژه های ماشینی : سیلویا پلات، شعر، شاعر، زن، شعر سیلویا پلات، اسطوره، تد هیوز، زبان شعر سیلویا پلات زبانی، زندگی سیلویا پلات، شعر پدر و بانو ایلعاذر

خلاصه ماشینی: "این شعرها زنده نیستند: این تشخیص غم‌انگیزی‌ست رشد انگشتهای پا و دستشان بد نیست پیشانیهای کوچکشان با فکر و تمرکز چین برمی‌دارد اگر در راه‌رفتن راه خود را گم می‌کنند به دلیل محروم بودن از مهر مادری نیست آه که نمی‌فهمم چه اتفاقی برای آنها افتاده در شکل و شماره و هر چیز دیگر عیبی ندارند خیلی ظریف در جایی بی‌خطر می‌نشینند و به روی من لبخند می‌زنند، لبخند می‌زنند و لبخند می‌زنند اما ریه‌هاشان هوا نمی‌گیرد و قلبشان به کار نمی‌افتد خوک نیستند، ماهی هم نیستند اما حال و احوالی خوک‌مانند و ماهی‌وار دارند هرچه هستند باشند اما بهتر این بود که زنده بودند ولی مرده‌اند و مادرشان هم از شدت پریشانی مشرف به مرگ است و شعرها مات و منگ به او نگاه می‌کنند و حرف نمی‌زنند قضاوت شاعر، آن‌هم چنین درست و بی‌رحمانه درباره شعر خود، قضاوتی استثنایی است. این شگرد در این شعر و شعر بانو ایلعاذر با قدرتی لرزاننده به کار رفته است : وقتی دفنت کردند ده ساله بودم در بیست سالگی خواستم خودکشی کنم و به تو، به تو، به تو ملحق شوم فکر کردم برای این کار استخوانهایم هم کفایت می‌کند اما آنان مرا از کیسه بیرون کشیدند و با چسب به هم چسباندند و آن وقت فهمیدم باید چه کنم آدمی به شکل تو پیدا کردم مردی سیاه‌جامه شبیه هیتلر مردی عاشق عذاب دادن و شکنجه کردن (1) و گفتم حالا درست شد پدر بالأخره کار خودم را کردم تلفن سیاه از ته قطع شده است و صداها نمی‌توانند داخل آن بخزند در این بند سیلویا پلات به دو واقعه خصوصی زندگی خود یعنی شوهر کردن و اولین خودکشی اشاره کرده، اما ظاهرا از هر دو روایتی مخالف واقع به دست داده است تا از واقعیتی عام سخن بگوید: غیرشخصی‌کردن وقایع شخصی."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.