Skip to main content
فهرست مقالات

تاریخ برآمدن فرد مدرن

نویسنده:

(5 صفحه - از 35 تا 39)

کلید واژه های ماشینی : مدرن، دولت، مدرنیته سیاسی، دین، تاریخ برآمدن فرد مدرن، دولت‌شهر، باربیه، فرد، دولت مدرن، پروتستانتیسم

خلاصه ماشینی: "مدعای اصلی کتاب این است که مدرنیتۀ سیاسی در مفهوم جدایی جامعۀ مدنی و دولت،پدیده‌ای است که از دولتشهرهای باستانی یونانی تا نظریه‌های هابز و روسو غایب بوده است اما سرانجام جوانه‌های آن در اندیشه‌های لاک و سپس در پایان سدۀ هجدهم در ایالات متحده و فرانسه پدیدار شد. اما در دولت مدرن این تمایز به وجود آمده است و جدایی کاملی میان دولت و جامعه مدنی،میان پهنۀ عمومی و پهنه خصوصی و میان شهروند و فرد استوار است. باربیه معتقد است ظهور ملت همچون مانعی در برابر دولت مدرن بوده است زیرا برداشت رایج از ملت، ملت قومی-فرهنگی است،در حالی که معنای ملت سیاسی می‌تواند با مدرنیته سیاسی هماهنگ باشد برخلاف باربیه که روند گسترش جامعه مدنی و حوزۀ فردیت را روندی مثبت دانسته، آرنت معتقد است که عصر مدرن،عصر از جهان بیگانگی و از دست رفتن معنا است نظریه‌های متفاوتی وجود دارد. اگر آزادی باستانیان در مشارکت فعال و دائم در قدرت جمعی خلاصه می‌شد، آزادی مدرنها بر بهره‌مندی آرام از استقلال شخصی استوار است مارکس معتقد است دوگانگی دولت و فرد یا شهروند و فرد به دوپارگی در انسان نیز منجر شده و باعث از خود بیگانگی می‌شود توتالیتاریسم می‌خواهد همۀ جامعه را در بر گیرد و همۀ فعالیتهای بشری را از اقتصاد گرفته تا اندیشه و از انجمنها و سندیکاها گرفته تا اطلاعات،خبر و علم و دانش، فرهنگ،هنر و تفریحات را هدایت کند. (همان ص 248) فصل ششم این بخش تحت عنوان «نا رساییهای مدرنیته سیاسی»را می‌توان از جمله مهم‌ترین فصول کتاب دانست و نشان می‌دهد که چگونه در بخشهای نه چندان کوچکی از جهان امروز ما هنوز مدرنیته سیاسی به وجود نیامده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.