Skip to main content
فهرست مقالات

تفسیر و تأویل نخستین داستان مثنوی

نویسنده: ؛

تابستان 1384 - شماره 41 علمی-پژوهشی (44 صفحه - از 1 تا 44)

کلیدواژه ها : شاه ،کنیزک ،طبیبان ،حکیم ،جوان زرگر ،خلافت ،شاهراه ،نفخه الاهی ،روح ،جسم ،نفس(من) ،عالم صورت ،عالم معنی ،عشق حقیقی ،عشق مجازی

کلید واژه های ماشینی : کنیزک ،داستان شاه و کنیزک ،شاه و کنیزک ،رمزی ،زرگر ،طبیبان ،داستانهای مثنوی ،عشق حقیقی ،عاشق ،داستانهای رمزی ،مرید ،عشق کنیزک ،جوان زرگر ،معشوق حقیقی ،حقیقی ،الاهی ،کنیزک در وصال ،عالم طبیعت ،طبیبان در درمان کنیزک ،روح الاهی ،رمزی بودن داستان ،نفخه الاهی ،طور وراء عقل ،طریق روانکاوی هویت معشوق ،زرگر با خوردن ،اصل داستان ،تمثیل رمزی ،حکیم الاهی ،عاشق و معشوق ،معالجه کنیزک

داستان«شاه و کنیزک»:در آغاز مثنوی داستانی است رمزی که مولانا خود آن را به قصد بیان مسائل مربوط به تکامل روحی و معنوی انسان، از طریق سیر و سلوک بر وفق تعالیم اولیا بر ساخته و به نظم آورده است.اصل داستان به اختصار چنین است:پادشاهی دین‌دار به عزم شکار سوار می‌شود در راه کنیزکی زیبا نظر او را جلب می‌کند شه او را از خواجه‌اش می‌خرد و از ازدواج او برخوردار می‌گردد. لیکن آن دختر بزودی بیمار می‌شود، شاه که سخت دلباخته کنیزک است، برای درمان او طبیان را احضار می‌کند، اما کوشش ایشان در معالجه کنیزک به جایی نمی‌رسد و بیماری هر ساعت سخت‌تر می‌شود، سرانجام شاه که جان خود و کنیزک را در خطر می‌بیند، خالصانه روی به درگاه خدا می‌برد و با گریه و استغاثه از او یاری می‌جوید، در میان گریه به خواب می‌رود و در خواب پیری را می‌بیند که او را به برآورده شدن حاجات مژده می‌دهد و می‌گوید:فردا اگر غریبی نزد تو آمد او را گرامی‌دار که فرستاده ما و حکیمی حاذق و امین است و کار او در درمان بیماریها معجزه آساست.این خواب در عالم بیداری به حقیقت می‌پیوندد و روز هنگام آن پیر نزد پادشاه می‌آید و پس از معاینه کنیزک، شاه را آگاه می‌کند که بیماری او به تن مربوط نیست و جنبه روانی دارد و منشأ آن نیز عشق است و از طریق روانکاوی هویت معشوق او را هم بر ملا می‌کند و فرمان می‌دهد تا شاه آن معشوق را که جوانی زرگر است با فریب و وعده‌های دروغ از سمرقند احضار کند و کنیزک را بدو بخشد تا کنیزک در وصال او بهبود یابد.بدین ترتیب عاشق را به معشوق می‌رساند و به فرمان پیر آنها مدت شش ماه کامرانی کنند، بعد از آن پیر برای جوان زرگر شربتی می‌سازد و به او می‌خوراند، جوان زرگر با خوردن آن شربت بتدریج زرد روی و پژمرده می‌شود و شادابی و زیبایی خود را از دست می‌دهد و همراه با آن، عشق کنیزک نیز روز بروز بسردی می‌گراید، تا با مرگ زرگر، عشق کنیزک نیز فراموش می‌شود.در این مقاله کوشش شده است نخست رمزی بودن داستان توجیه گردد، پس از آن به تفسیر و تأویل آن به وجهی پرداخته شود که آنچه شارحان پیشین از آن یاد نکرده یا به اجمال از آن گذشته‌اند، با تفصیل بیشتر در اختیار خوانندگان قرار گیرد و از آنجا که توجه به مثنوی و مطالعه آن تنها به آشنایان ادب و عرفان اختصاص ندارد، پیش از ورود به اصل موضوع و نیز در ضمن مباحث اصلی هر جا ضرورتی اقتصا داشت، نکاتی از مسائل بنیادی عرفان باستناد برخی ماخذ ذکر شد تا فایده آن عام‌تر باشد.رموز این داستان تنها به اشخاص و برخی اشیاء منحصر نمی‌شود، بلکه بسیاری از مفاهیم و اعمال و حوادث را نیز در برمی‌گیرد.آنچه در مقاله حاضر بدان توجه شده، وحدت موضوع و ارتباط منطقی بین مقاصد رمزی کلیه اجزاء و عناصر در بطن داستان است.

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.