Skip to main content
فهرست مقالات

سیر تصوف و عرفان از ایران به شبه قاره و سهم عارفان تبریزی در آن (شیخ جلال الدین تبریزی)

نویسنده:

(42 صفحه - از 61 تا 102)

کلید واژه های ماشینی : شیخ جلال‌الدین تبریزی ،مرید شیخ ابو سعید تبریزی ،شیخ جلال‌الدین تبریزی مرید شیخ ،تبریزی مرید شیخ ابو سعید ،مریدی شیخ خواجه قطب‌الدین بختیار ،شیخ جلال ،عارفان ،مرید ،اسلام ،شیخ بهاء الدین ،الدین تبریزی ،بهاء الدین زکریا ،شیخ خواجه قطب‌الدین بختیار کاکی ،ایران ،شیخ نجم‌الدین صغری ،شبه‌قاره و سهم عارفان تبریزی ،خواجه قطب‌الدین بختیار کاکی اوشی ،شیخ شهاب‌الدین سهروردی ،دهلی ،تصوف و عرفان ،شیخ جلال الدین ،مرید شیخ ،جلال الدین تبریزی ،پاکستان ،مریدان خواجه ابو سعید تبریزی ،شهر ،مرید خواجه قطب‌الدین بختیار کاکی ،سالگرد شیخ جلال‌الدین تبریزی ،مریدی شیخ شهاب‌الدین سهروردی درآمد ،ملتانی

می‌شود،و آن در نزدیکی قصبهء تبریز آباد است.سالگرد شیخ جلال الدین‌ تبریزی هر سال در 21 و 22 ماه رجب بر مقبره وی برگزار می‌شود و هزاران نفر از مردم آن دیار در آن شرکت می‌کنند.شیخ جلال الدین تبریزی انسانی وارسته، پاک،وابسته به خدا،دارای کردار و رفتار خوب بود و به همین علت تا امروز مورد احترام مردم می‌باشد.تحت نفوذ قرار داد،زیرا رد آن سرزمین پهناور هنوز مناطقی بودند که اسلام به‌ طور کامل در آنجا گسترش نیافته بود و این کار توسط همان صوفیان و عارفان‌ ایرانی و سپس مریدان آنها در شبه قاره به انجام رسید.همهء عارفان صلح دوست‌ و صلح جو بودند و با هم زندگانی می‌کردند. اگر چه همهء فرقه‌های تصوف در یک زمان به شبه قاره رسیدند اما در میان آنها دو فرقه زودتر در آنجا معرفی و معروف شدند یعنی«چشتیه و سهروردیه»و در زمانهای بعدی سلسلهء چشتیه از همه بیشتر گسترش یافت. شیخ جلال الدین تبریزی مرید شیخ ابو سعید تبریزی یکی از آنها بود که در سدهء هفتم هجری از ایران به شبه قاره رفت.این شخصیت که در آن‌ سرزمین از شهرت والایی برخوردار است متأسفانه در ایران ناشناخته مانده‌ است.او نخستین عارفی است که به بنگال(بنگلادش کنونی)رسید البته در دهلی به مریدی شیخ خواجه قطب الدین بختیار کاکی اوشی(متوفی 633 هـ) درآمده بود. شیخ نجم الدین صغری در آن زمان قاضی القضاة یا شیخ الاسلام‌ دهلی بود که با شیخ جلال الدین تبریزی اختلافات پیدا کرد و این اختلافات به‌ اتهام زنی منجر شد.سلطان دهلی محضری ساخت که در آن شیخ جلال الدین از همه اتهامات تبرئه شد و دیگر صلاح ندید در دهلی بماند بنابراین راه بنگال را در پیش گرفت. در آنجا به تبلیغ اسلام و عرفان پرداخت.بسیاری از هندوان را مسلمان کرد و مریدان زیادی از میان مسلمانان داشت.پس از چندین سال‌ فعالیت تبلیغی،اسلامی و روحانی بالاخره در سال 642 هجری قمی در همان‌ جا در گذشت.مزار وی در پندوه موجود است که به نام«درگاه بزرگ»نامیده‌شکی نیست که تصوف و عرفان از ایران آغاز گردیده است و نخستین عارفان بزرگ که امروز نامشان در صفحات روزگار می‌درخشد ایرانی‌ بودند.زمانی که تصوف وارد اسلام شد،بغداد مرکز خلافت اسلامی بود و همه‌ عارفان در آن شهر زندگی می‌کردند و مریدان را تربیت کرده و به مناطق دور اعزام می‌داشتند. پس از کی دورهء تکمیلی تصوف در ایران،عارفان آغاز به مهاجرت‌ به کشورهای دیگر کردند و به ویژه به شبه قاره پاکستان و هند رسیدند.علاوه بر علل دیگر،آنچه باعث مهاجرت آنها شد،حملات چنگیز خان بود که شبه قاره را

خلاصه ماشینی:

"چون پیر او در پرده شد، او به خدمت شیخ شهاب الدین آمد و خدمتهایی کرد که هیچ بنده و مریدی را میسر نشود(فواید الفوأد صفحه 203،303)از اینجا در بزرگی شیخ ابو سعید تبریزی که پیر شیخ جلال الدین تبریزی بود،بیان فرمود که شیخی بس بزرگ‌ بود،تارک دنیا عظیم،چنانکه بیشتر احوال در فاقه بودی و از کسی چیزی‌ نگرفتی،تا چنان بود که سه روز در خانقاه او هیچ طعام نبود. بخور!»چون بخوردم جمله نقابهای بشری و جمله حجابهای‌ عنصری که بود،تمامی پاره پاره شدند،و وقت چنان پیدا شده که از اعلی عرش‌ تا اسفل فرش هیچ کدورتی و ابری نماند و جمله علوم فصل گشت،از ام الکتاب‌ تا به ابدائی الخطاب،بعد از آن پرسیدم که یک حکایت سلوک بفرمائید،هر دو گفتند:«بشنو!حکایت شیخ الشیوخ رحمة الله علیه که والی ما چنین بوده است، چون عمش شیخ نجیب الدین عمر سهروردی کبری را مصلی و سجاده،و خلافت‌ مشایخان بغدادی رسیده،به سمع این خبر شهاب الدین سهروردی پادشاهی‌ گذاشته،ولایت رها کرده و پسر خود را آنجا نشانده و در مدینهء محمد مصطفی‌ صلی الله علیه و سلم بیست سال کمر بسته عبادت کرده‌اند،و در این بیست سال‌ نه شب خواب و نه روز آرام گرفته،هر شبی در دو رکعت نماز قرآن ختم کردی و روز در روزه گذرانیدی و هر شب به دو برگ تنبول(؟)روزه افطار کردی،و بعد از آن حضرت رسالت پناه خرقهء خود را از سر مبارک خود برداشته،شیخ الشیوخ‌ را داد و گفت،:«این خرقه را بپوش و هر کسی که این خرقهء مرا بپوشد او را ده‌ کرامت خدای تعالی عطا فرماید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.