Skip to main content
فهرست مقالات

تصویر سازی و نمادپردازی با خورشید در دیوان خاقانی

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (34 صفحه - از 51 تا 84)

کلیدواژه ها : تشبیه ،تمثیل ،استعاره ،رمز ،نماد استعاری

کلید واژه های ماشینی : خاقانی ،خورشید ،نماد ،تصاویر ،زر ،فلک ،شاعر ،تشبیه ،آسمان ،خورشید در دیوان خاقانی ،استعاره ،خیال ،استعاری ،شعر ،نارنج ،تمثیل ،ادبی ،نوروز ،شاه ،جلوه‌های ،برج ،ماهی ،ساختارهای ادبی خاقانی ،سلطان ،زیبا ،مناسبت ،صحنة آسمان و مناظر افلاک ،ذهن ،ترازوی ،آسمان خیال و شعر خاقانی

صحنة آسمان و مناظر افلاک و طلوع آفتاب و شکل هلال و جلوه‌های شب و صبح و شفق و نوروز و مهرگان، با شکوه‌تر و خیال انگیزتر و زیباتر از آنچه استاد شروان مصور و مجسم ساخته، در هیچ اثر دیگری منعکس نشده و شاید دیوان خاقانی، از این لحاظ، نه تنها در میان آثار ادبی ایران، بلکه در ادبیات جهان، بی‌نظیر باشد. تصویری که خاقانی از جلوه‌گری خورشید، در عرصه‌های گوناگون شعر خود به دست داده، در میان تصویرهای دیگر فلکی، منحصر به خود و نشانة بعد دیگری از خلاقیت هنرمندانه و قدرت تخیل کم نظیر او در وصف است. این مقاله به بررسی ابعاد گوناگون ساختارهای ادبی خاقانی، از خورشید، که بر پایة خیال‌پروری و وهم‌انگیزی شاعر شکل گرفته، پرداخته است.

خلاصه ماشینی:

"چتــر زرین چون هــوا بگرفت گویــی بر فلک عکس شمشیر شـه سلطــان نشان افشانــده‌اند (همان، ص 106) تعدد و تنوع نکتة قابل توجـه در این تصویرها، تعدد و تنوع تشبیه در یک قطعه شعر و صحنه‌ای واحد و حتی یک بیــت واحد است، چنانکه تعداد این تشبیهات در یک بیت، گاهی به پنــج مورد مـــی‌رسد؛ فی‌المثل در بیت زیر، که به مناسبتهای مختلف خورشید به قــرص نــان و تنور و مطبخی و خوان زر و خوان سالار مانند شده است: آفــاق را از جرم خـور هم قرص و هم آتش‌ نگر هم‌ مطبخـی، هم‌ خوان‌ زر، هم میـده‌ سالار آمده (همان، ص 391) این تعدد و گوناگونی در یک قطعه شعر و طی ابیات متوالی، چشمگیرتر است؛ به عنوان مثال در قصیده‌ای با مطلع زیر: صبح ز مشرق چو کرد بیرق نور آشکار خنده زد انـدر هـوا بیـرق او بـرق وار (همان، ص182) خورشید، در آغاز، به صورت ‹‹بیرق نور›› از مشرق ظاهر می‌شود و با نورافشانی خود همچون ‹‹برق›› فضای آسمان را روشن می‌کند و سپس تبدیل به ‹‹گوگرد سرخ›› می‌شود و با کیمیا گری مس خاک را به زر عیار بدل می‌کند و به دنبال آن به دست خسرو چین، یعنی روز، به شکل ‹‹آینة چین›› از افق نمودار می‌گردد و زنگار شب را از آینة آسمان می‌زداید و با فرو بردن تیغی بر پیکر ماه، او را از صحنة مبارزه دور می‌کند و بعد از آن، به مناسبت نام دیگر خود، مهر، به ‹‹مهرة زر›› بدل می‌شود و با ظاهر شدن آن، سیاهی شب در غرب سرنگون و نابود می‌شود و به صرف همین مناسبت، ذهن پویا و نکته‌یاب شاعر او را به باز قدرتمندی تبدیل می‌کند که غراب زمین (سیاهی شب) از بیمش می‌گریزد و این بار به یاری گنجینة معلومات شاعر در نقش ‹‹زرد پارة›› یهود به صحنه می‌آید و دست سپیدة بامدادی آن را بر کتف کوه می‌دوزد و سرانجام چون ‹‹عروسی›› دلربا جلوه‌گر می‌شود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.