Skip to main content
فهرست مقالات

تقابل معرفت و معیشیت بر اساس قصه ای از مثنوی معنوی

نویسنده: ؛

بهار و تابستان 1381 - شماره 1 (14 صفحه - از 21 تا 34)

کلیدواژه ها : اشعریـت ،تعین‌های تاریخی ،جامعه‌شناسی معرفت ،خردستیزی و خردگرایی ،عامه و خاصه

کلید واژه های ماشینی : مثنوی معنوی ،معنوی ،معنوی مولانا ،جوال ،قصه‌های مثنوی ،داستانهای مثنوی ،تمدن اسلامی ،مرد عرب ،موضع معرفتی ،جریان‌های اجتماعی

مثنوی معنوی مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به رومی یکی از گشاده‌ترین دفترهای معرفت انسانی و اسلامی است که از بدو ظهور، جان مشتاقان را از زلال جاری خود سیراب کرده و دست محتاجان وادی نیاز را گرفته و پا به پا برده است تا پله پله مقامات عرفانی را دریابند و طی کنند و از تبتل‌های ساده تا حال فنا را در خویش بیابند. در این تردیدی نیست. از دیگر سو، مثنوی معنوی هم جزئی از معرفت کلی بشری است که نمی‌تواند و نباید فاقد خواص و اوصاف معارف بشری باشد. از جمله این که احوال روحی، اوضاع اجتماعی، شرایط تاریخی و تنگناهای زمانی و زبانی نمی‌تواند در هر اثر ادبی ـ هر چند بس بزرگ و سترگ ـ هیچ‌گونه مدخلیـتی و موضوعیـتی و یا حداقل طریقیـتی نداشته باشد. کوشش این جستار و گفتار بر آن است که تا حدودی مسأله تعیـن‌های تاریخی و وجودی را در یک قصه از مثنوی شریف بازگشاید و آن مسأله این است که وقتی جهت فرهنگ اجتماعی و اندیشه سیاسی و نیروهای تأثیرگذار تاریخی در یک برهه، جامعه را به سمت و سوی خاصی سوق دهد؛ کمتر متفکر و صاحبدلی است که خود را به تمامی از چند و چون‌ چنگال‌ آن رهایی بخشد. تأویل اجتماعی قصه فیلسوف و اعرابی در مثنوی در واقع بازکرد تأثیر تاریخ جامعه و شرایط خاص فرهنگی جهان اسلامی در فاصله قرن‌های پنجم تا هفتم بر نگاه و اندیشه مولاناست، هرچند بسیار گذرا و کوتاه.

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.