Skip to main content
فهرست مقالات

درآمدی به معرفت شناسی جدید عرفان

نویسنده:

(16 صفحه - از 109 تا 124)

کلیدواژه ها : معرفت‌شناسی ،رابطه عرفان با علم ،منطق و دین ،معرفت‌شناسی جدید عرفان

کلید واژه های ماشینی : عرفان ،معرفت‌شناسی جدید عرفان ،دین ،نظریه ،تجربه ،عقل ،علم ،معرفت‌شناسی جدید دین ،تجربه عرفانی ،عرفا ،سنت دینی و تجربه دینی ،عرفان و دین ،معرفت‌شناسی جدید علم پرورش ،استیس ،فلسفه ،عرفان و منطق ،مسأله معرفت‌شناسی جدید عرفان ،واقعیت ،سنتی ،گزاره‌های ،مفهوم ،قاعده ،غیر عقلانی تجربه عرفانی ،بخش عرفان و منطق ،عرفان و علم ،زبان ،اسلامی ،مولوی ،فرا دینی بودن تجربه ،بخش عرفان و علم سخن

نوشتار حاضر، در سه بخش با عناوین عرفان و علم، عرفان و منطق و عرفان و دین، به بررسی نظریه‌های معرفت‌شناختی جدید در باره عرفان می پردازد. در بخش عرفان و علم سخن بر سر این اصل است که معرفت‌شناسی جدید عرفان، به تبع معرفت‌شناسی جدید دین، در دامن معرفت‌شناسی جدید علم پرورش می‌یابد. در این بخش، چندین نظریه با دسته‌بندی محتوایی مورد مطالعه قرار گرفته‌است؛ نظریه‌هایی که از مفهوم عینیت، به عنوان قاعده بحث، تلقی تحدیدی ارائه می‌کند یا تلقی توسعی قریب و یا تلقی توسعی بعید. بخش عرفان و منطق نیز، به مطالعه چندین نظریه دیگر در باره نسبت میان این دو پدیده می‌پردازد تا از این رهگذر، جنبه‌های عقلانی و غیر عقلانی تجربه عرفانی را بررسی نماید. این بخش با طرح سه دسته نظریه غیرمنطقی، منطقی و فرامنطقی بودن این نوع تجربه پایان می‌پذیرد. در بخش رابطه دین و عرفان نیز دو تلقی از دین؛ یعنی سنت دینی و تجربه دینی مبنای دو نظریه در رد و قبول نسبت میان آن دو قرار می‌گیرد تا در کنار نظریه سوم؛ یعنی فرا دینی بودن تجربه عرفانی، نمایانگر تشتت آرا صاحب نظران در این زمینه باشد. به طور کلی، می توان گفت درباره نسبت عرفان با علم، منطق و دین سه دسته نظریه قابل شناسایی است: نظریه‌های نفیی که معتقد به غیر علمی، غیر منطقی و غیردینی بودن تجربه عرفانی هستند. نظریه‌های اثباتی که به علمی، منطقی و دینی بودن این نوع تجربه باور دارند و نظریه‌های تباینی که آن را فراعلمی، فرامنطقی و فرادینی می‌دانند. بی‌گمان، از این میان، نظریه‌های دسته سوم که معرفت‌شناسی جدید عرفان در واپسین گام‌های پیشرفت بدآنها دست یازیده ‌است، با تجربه عرفانی، همسویی بیشتری دارد.

خلاصه ماشینی:

"از دیدگاه ویتگنشتاین، معنای یک واژه، به اقرب احتمال، با کاربرد آن یکی خواهد بود (ویتگنشتاین،1380: 33 و بعد، 164 و 59؛ مگی،1377: 541-542 و 545-546) و این‌جاست که باید به وجود نوعی دیگر از واقعیت، با نام واقعیت کاربردی هم تن داد، اما آیا این نوع واقعیت به مفهوم همان واکنش در روانشناسی رفتارگرا یا همان فایده در عمل‌گرایی نیست؟ اما توسع بعید می‌کوشد تا واقعیت تجربه دینی و عرفانی را به هر نحو در دسترس شناخت انسانی بگذارد یا به نحوی که گمان انکار نرود، از دسترس این شناخت دور نگاه دارد. البته در این راستا پرسش های چندی پیش می‌آید که پاسخگویی به آنها روشنگر است: آیا در شعر، نوعی{زبان} مجزا از واقعیت وجود دارد یا زبانی دیگر برای بیان همان واقعیت علمی؟ آیا با این باور، به خیالی یا وهمی بودن دین و عرفان، تن نداده‌ایم؟ (استیس،1375: 190-200) واقعیت وجودی بر پایه این دیدگاه، اگر چه وجود صرف، تعین ندارد، نباید گفت خیالی یا وهمی است، زیرا در شرایطی واقعا به این نوع وجود پی‌می‌بریم و دین و عرفان کوشیده‌اند این شرایط را برای ما فراهم آورند. » (دهدار شیرازی،1375: 270) با این همه، ارزشی که عرفا، نهایتا، برای شریعت نسبت به حقیقت در نظر می‌گیرند، چیزی است مانند پوست نسبت به مغز؛ چنان که شبستری می‌گوید: شریعت پوست، مغز آمد حقیقت میان این و آن باشد طریقت ) شبستری: 81) بر این پایه، آن‌جا که تعارضی میان این دو پیش می‌آید، چاره‌ای جز رها ساختن آن پوست، به نفع این مغز نخواهد بود و بر همین پایه، تجربه عرفانی نه کاملا غیردینی است و نه کاملا دینی، بلکه باید گفت، فرادینی است؛ یعنی خود برای خویش مذهبی می‌سازد که امکان دارد با ظواهر یک دین به مفهوم سنتی آن منطبق باشد یا نباشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.