Skip to main content
فهرست مقالات

تفاوت و تقابل نسل ها در آثار سعدی

نویسنده:

ISC (28 صفحه - از 41 تا 68)

کلیدواژه ها :

جوان ،جوانی ،تقابل نسل‌ها ،سعدی و جوانی ،مناسبات نسلی

کلید واژه های ماشینی : جوانان، پیران، نسل، حکایت، گلستان، تفاوت و تقابل نسل ها، زن، تربیت، تفاوت، تقابل نسل‌ها در آثار سعدی

مناسبات نسلی و تفاوت و تقابل نسل‌ها، از دغدغه‌های اصلی همه ملل در طول تاریخ بشر بوده و همواره توجه مصلحان اجتماعی را به خود معطوف کرده است. تحولات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و به طور کلی تکامل جوامع و مخصوصا پدیده صنعتی شدن، تأثیرات محسوسی بر هنجارهای رفتاری نسل‌ها داشته است که از این میان، با توجه به اقتضائات خاص دوره جوانی، این تفاوت رفتاری در این نسل محسوس‌تر و ملموس‌تر جلوه کرده است. سعدی، در ضمن داستان‌ها و حکایات کوتاه با اشاره به پاره‌ای از این تفاوت‌ها و تقابل‌ها، آن را امری طبیعی و عادی برشمرده، هرچند درصدد بیان علل و عوامل این گسست برنیامده است. او می‌کوشد با تکیه بر آموزه‌های اخلاقی، جوانان را به طاعت‌پذیری و تجربه‌اندوزی از پیران دعوت کند و اغلب با دفاع از ارزش‌ها و سنت‌های اجتماعی، پیران را در شیوه‌های رفتاری محق‌تر می‌داند. در ادامه مقاله پاره‌ای اندرزها و نصایح سعدی به دو نسل جوان و پیر احصا شده و قضاوت نهایی را به خواننده واگذار کرده‌ایم که تا چه حد آموزه‌های اخلاقی ادبیات تعلیمی گذشته، می‌تواند امروزیان را در ترمیم گسست نسلی یاری نماید.

خلاصه ماشینی:

"ک: همان:52) دنیاگرایی جوانان و آخرت اندیشی پیران مسأله شادی و دنیاجویی جوانان و در عین حال، جوانی نکردن و در پی کام و نام نبودن پیران، مضمونی است که سعدی در حکایت اول باب نهم بوستان ضمن گفت وگوی پیری جهاندیده با چند جوان متذکر شده و در آن زیبایی‌ها و زیبندگی‌های کار جوانان و پیران و تفاوت آمال و آرزوهای آنان را نشان داده است: شبی در جوانی و طیب نعم چو بلبل سرایان، چو گل تازه روی جهاندیده پیـری ز ما بر کنار چو فندق دهان از سخن بسته بود جوانی فرا رفت کای پیرمرد یـکی سر بر آر از گریبان غم بر آورد سر سالخورد، از نهـفت چو باد صبـا بر گلستان وزد چمد تا جوان است و سرسبز خوید نــزیبد مرا با جوانان چـمید چو بر سر نشست از بـزرگی غبار مسلم جوان راست بر پای جست جوان تا رساند سیاهی به نور \\جوانان نشستیم چندی به هم ز شوخی درافکنده غلغل به کوی ز دور فـلک لیل مـویش نهار نه چون ما لب از خنده چون پسته بود چه در کنج حسرت نشینی به درد؟ به آرام دل با جوانان بـچم جوابش نگر تا چه پیـرانه گفت چمیدن درخت جـوان را سـزد شکسته شود چون به زردی رسید که بر عارضم صبح پیری دمید دگر چشم عیش جـوانی مدار که پیران برند استعانت به دست برد پیر مسکین سیاهی به گور (کلیات سعدی: 378-379) سعدی از قول پیر، چمیدن و همراهی با جوانان را مناسب سن و سال و حال و مقام پیران نمی‌داند و با نمونه‌های مختلف از جهان بیرون، متذکر می شود که هر مقطع از عمر، اقتضائات خاص خود را دارد، برای جوان طراوت و شکوفایی و عیش جوانی و جمال، برای پیر تأمین راحت جهان دیگر تناسب دارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.