Skip to main content
فهرست مقالات

مدرنیته و میرزا فتحعلی خان آخوندزاده

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : مدرنیته، آخوندزاده، مدرن، انسان، عقل، کانت، سنت، اندیشه، ایران، ترقی

چالش میان سنت و مدرنیته، به‌واقع در طول تاریخ معاصر ایران به چالش عمده فرهنگ ایرانی مبدل گشته و تاکنون نیز حل‌ناشده باقی‌مانده است. چرا که ایرانیان از ابتدای برخورد با رویکرد مدرن بنا به موانع تاریخی و فکری از اندیشیدن فلسفی به این رویکرد امتناع کرده‌اند. آخوندزاده از جمله متجددانی بود که ده‌ها سال پیش با فرهنگ مدرن رویارو شده و به این رویارویی اندیشیده است. مداقه در چگونگی افکار و شیوه اندیشیدن او درباره رویکرد جدید و دریافت حدود درک وی از چیستی مدرنیته راهی است برای آن‌که بدانیم ایرانیان از ابتدا به چه طریق با فرهنگ غرب آشنایی پیدا کردند و آن را چگونه یافتند. ما در این مقاله کوشیده‌ایم به میزان درک آخوندزاده از موءلفه‌های مدرنیته، نظیر انسان‌محوری، عقل‌مداری، نقد و شکاکیت و نیز موءلفه‌های سیاسی مدرنیته که می‌توان آن‌ها را در چارچوب هویت دولت قرار داد، پی ببریم. از آن‌جا که آخوندزاده تنها راه توسعه را در پی‌گیری راه غرب می‌دانست، در پی آن بود تا این موءلفه‌ها را با شرایط داخلی و بومی ایرانی هماهنگ کند.

خلاصه ماشینی:

"از لحاظ نظری نیز چالش‌های جدی وجود دارد: عده‌ای معتقدند که ایرانیان به درک درستی از مدرنیته نائل آمده‌اند ولی نبود شرایط تاریخی ـ اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی مناسب مانع از بروز زمینه‌های آن شده است و برعکس عده دیگری بر این باورند که اتفاقا ایرانیان هرگز نتوانسته‌اند به درک روشنی از مدرنیته دست یابند و همچنان در گل شناخت مدرنیته و به‌ویژه مبانی فلسفی آن وامانده‌اند. انسان مدرن با کمک بال و پر عقل توانایی تسلط بر تمامی پدیده‌ها از جمله طبیعت را می‌یابد و نه‌تنها خود را جزئی از طبیعت نمی‌داند بلکه بر فراز آن پرواز می‌کند و با در اختیار گرفتن طبیعت در چنگال خرد خود، آن‌چه لازم دارد و برایش سودمند است از طبیعت به‌دست می‌آورد. این ویژگی به واقع از اعتماد بی‌سابقه انسان به عقل خویش سرچشمه می‌گیرد، گویی او به باورهایی که از گذشته‌های دور به او رسیده است دیگر اعتقاد راسخ ندارد بلکه شک می‌ورزد و می‌خواهد به یاری قوه شناسایی و عقل دوباره آن‌ها را بیازماید و نقادی کند و فقط آن‌گاه که چیزی از بوته نقد سرافراز بیرون آمد، آن را می‌پذیرد. اگر در مدرنیته غربی، مفهوم انسان و تعریف و برداشت جدید از آن به‌مثابه سوژه و نقطه یقینی آغاز معرفت و خردباوری و معرفت‌شناسی مادی مدنظر است و اگر نقد پویایی جزء ذاتی و ماهوی مدرنیته غربی به‌شمار می‌رود، برای آخوندزاده تمامی این‌ها وسیله‌ای در جهت رسیدن به پیشرفت بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.