Skip to main content
فهرست مقالات

طرز غزلسرائی خواجو

نویسنده:

ISC (9 صفحه - از 101 تا 109)

کلید واژه های ماشینی : غزل ،خواجو ،سخن حافظ طرز سخن خواجو ،شعر ،طرز غزل‌سرایی خواجو ،کرمانی ،حافظ ،عرفانی ،اشعار خواجو ،سبک ،مضامین ،سبک غزل عاشقانه و عارفانه ،تحول غزل در شعر حافظ ،ملک ،گر ،روان ،سخن ،آثار خواجوی کرمانی ،غزلهای خواجو در اشعار ،تحول غزل ،تحول غزل میان سعدی ،شعر فارسی ،غزل میان سعدی و حافظ ،شعر و ادب فارسی ،طرز سخن سعدی ،معانی ،اثر سبک سعدی ،جهان ،ملک سلیمان باد ،مضمون غزل

خلاصه ماشینی:

"اوضاع نابسامان اجتماعی‌ قرون هفتم و هشتم در آثار خواجوی کرمانی بخوبی منعکس و لطایف معانی‌ و مضامین دقیق و نازک‌خیالیها در اشعار او بحد وفور موجود است: به مطلع این غزل بنگرید: من بار هجر می‌کشم و ناقه محملم‌ برگیر ساربان نفسی باری از دلم (971 سفریات) یا این غزل: سخن یار ز اغیار بباید پوشید قصه مست ز هشیار بباید پوشید (28) لطایف معانی و مضامین دقیق و نازک‌خیالیها در اشعار خواجو بحد وفور موجود است: ای روانم به لب لعل تو آورده پناه‌ دلم از مهر تو آتش زده در خرمن ماه‌ آب آتش می‌برد خورشید شب بوس شما می‌رود آب حیات از چشمهء نوش شما تحول سریعی که عطار در غزلهای عرفانی بوجود آورد(مضامین عرفانی‌ سنایی و روانی کلام انوری را درهم آمیخت)بعدها به وسیله خواجو و حافظ تکامل‌ یافت و به اوج خود رسید،مطلع غزل 932 چنین است: ای خوشا مست و خراب اندر خرابات آمده‌ فارغ از سجاده و تسبیح و طاعات آمده زبان خواجو روان است و گاه ذوق و ابتکارت شخصی خود را در غزل‌ نمایان ساخته است: دلم به بتکده می‌رفت پیش از این لیکن‌ خلیل من همهء بتهای آزری بشکست (ص 902) این دلبران که پرده به رخ درکشیده‌اند هریک به غمزه پرده خلقی دریده‌اند (ص 552) پیش صاحب‌نظران ملک سلیمان باد است‌ بلکه آن است سلیمان که ز ملک آزاد است (ص 973) هرگز از چرخ بداختر نشدم روزی شاد مادر دهر مرا خود به چه طالع زادست (ص 783) خرم آن روز که از خطهء کرمان بروم‌ دل و جان داده ز دست از پی جانان بروم (ص 213) محدود بودن زبان و مضمون غزل به حدی است که غالبا غزلها شباهت‌ فوق العاده‌ای به یکدیگر دارند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.