Skip to main content
فهرست مقالات

سخنی پیرامون توسعه

نویسنده:

ISC (13 صفحه - از 102 تا 114)

کلید واژه های ماشینی : توسعه ،آموزش و پرورش ،انسان ،مادی ،توسعه‌نیافتگی ،سیاسی ،ملت ،ثروت ،دانش ،اقتصادی ،زندگی ،عقل ،اجتماعی ،سعادت ،فرهنگی ،جهان ،خاک ،روحی ،ملی ،منشاء توسعه‌نیافتگی عاملی ،مردم ،توسعه نیافتگی ،اندیشه ،حاکمیت ملی ،توسعه‌نیافتگی عاملی درونی ،عوامل ،ارزش ،آگاهی از تفاوت فاحش ،پناه آموزش و پرورش ،منشاء توسعه

آگاهی از تفاوت فاحش میان انسان‌ها از نظر برخورداری از مواهب زندگی، حاکمیت ملی،آزادی و شرایط مطلوب اجتماعی و سیاسی،در پرتو نوشته‌ها و گفته‌ها و فعالیت وسائل ارتباط جمعی،پس از جنگ جهانی دوم موجب تقسیم‌ جهان به دو جرگه«توسعه یافته»و«در حال توسعه»یا توسعه نیافته گردید.بسیاری‌ از دانشمندان.اقتصاددانان و جغرافیدانان به پژوهش و کاوش در مورد علل توسعه‌ نیافتگی پرداختند.برخی به این نتیجه رسیدند که منشاء توسعه نیافتگی عاملی‌ درونی است و برخی دیگر عوامل خارجی را مسئول توسعه نیافتگی دانستند و به‌هرحال منشاء توسعه را امری صرفا مادی پنداشتند و شرط رهایی از توسعه‌ نیافتگی و ورود به جرگه«توسعه یافتگان»را ارائه کمک‌های مادی،استفاده از روش‌های نوین تولید،مکانیزه‌سیون و...دانستند. لیکن از آنجا که انسان این موجود ناشناخته که نمادی از تمامی هستی است،در عین مخلوقیت جنبه آفرینندگی دارد و می‌تواند در پناه آموزش و پرورش و با تکیه‌ بر قدرت خلاقیت خود زندگی خویش را دگرگون سازد در این نوشته به نقش آموزش‌ و پرورش و فرهنگ در توسعه یافتگی و یا عدم توسعه پرداخته شده است.

خلاصه ماشینی:

"لیکن از آنجا که انسان این موجود ناشناخته که نمادی از تمامی هستی است،در عین مخلوقیت جنبه آفرینندگی دارد و می‌تواند در پناه آموزش و پرورش و با تکیه‌ بر قدرت خلاقیت خود زندگی خویش را دگرگون سازد در این نوشته به نقش آموزش‌ و پرورش و فرهنگ در توسعه یافتگی و یا عدم توسعه پرداخته شده است. در واقع تفاوت‌ اساسی میان جهان توسعه یافته و دنیای توسعه نیافته یا در حال توسعه در این است‌ که در جهان توسعه یافته ملت‌ها،پس از رنسانس،یعنی پس از رهایی از یوغ کلیسا و اربابان مذهب(که شرط بقا و تداوم سلطهء خویش را پرورش انسان‌هایی مقلد،برده‌ و خوار و مطیع و معتقد به ارزش‌های پوچ و مسخ شده می‌دانستند)به برکت وجود روشنفکران و پیشوایان فکری خردمند و معلمان فهیم و رهبران سیاسی ملی،آگاه و میهن‌دوست،که راه نجات از توسعه نیافتگی،فقر و ذلت را آزادی اندیشه، برداشت‌های عقلانی از هستی و آموزش و پرورش صحیح فرزندان میهن‌ می‌دانستند،به گرانبهاترین سرمایه‌ها تبدیل شدند و بدین‌سان،حتی،به رغم نبود یا کمبود امکانات مادی(ذخایر و معادن و حاصل‌خیزی خاک و... بسیاری از کشورها و ملت‌ها از این همه ثروت‌ها بهره‌منداند و جمعیت زیادی هم دارند لیکن چون آن جمعیت ساخته نشده‌اند یعنی پرورش و آموزش و آگاهی نیافته‌اند و عقل و تدبیر ندارند،مقلداند و نه متفکر و اسیر استبداد و باورها و ارزش‌های پوچ‌اند،آن مال و ثروت،بیش از این که در جهت بهزیستی‌ خود آن‌ها به کار گرفته شود،موجب رفاه و آسایش ملت‌های زیرک و عاقل و کاردان‌ که از وجود رهبرانی دلسوز و خبیر و وطن‌پرست برخوردارند،می‌شود و بدبختی و فقر و فلاکت را برای دارنده«ثروت»به بار می‌آورد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.