Skip to main content
فهرست مقالات

سلطان العارفین سلطان باهو

نویسنده:

(8 صفحه - از 4 تا 11)

سلطان باهو شاعر عارف نامدار پاکستان و شبه قاره هند در سال 1039 ه.ق دو سال پس از جلوس بزرگترین پادشاه از سلسله مغول کبیر هند یعنی شاه جهان (13.07 ه.ق) در شهر جنگ از توابع پنجاب لاهور تولد یافت. نامش را به مناسبت رویایی که مادرش – بی بی راستی – دیده بود و آن اینکه فرزندی به دنیا خواهد آورد که نور علم و معرفت او سراسر جهان را خواهد گرفت، باهو گذاشتند یعنی با خدا یا خدا با او است. بیش از 144 کتاب نوشته که 143 کتاب آن به زبان فارسی و یک جلد آن به زبان محلی سرائیکی است. سلطان باهو پس از 63 سال عمر با برکت در سال 1102 ه.ق در شهر شورکوت لاهور درگذشت و مزار شریفش در آن شهر زیارتگاه خاص و عام است.

خلاصه ماشینی:

"با این حال اشعار باهو از یک غنای عرفانی و یک‌ روح ربانی سرشارند. حق تعالی بالیقین حاضر نگر چند ریزی از درون خون جگر قرب حق نزدیک من حبل الورید تو جمالش را نبینی،بی‌بصر چون حجاب ما و من آمد میان‌ زان سبب بینی بیابان بیشتر1 و همین شور و جذبه است که شاعر را در بیان شعر،از خود،بی‌خود می‌سازد. در این راه باید یک دل بود تا به جمالش دست یابی. نهایت نیست راه عشق را یار تو یک رو باش دست از کار بردار فناکن خویش را در راه جانان‌ چه کار آید تو را درهم و دینار اگر یک دل نباشی در طریقش‌ نبینی روی او هرگز در این دار و فی الکونین کی بیند جمالش‌ فدا کن جان به گرد زلف آن یار دریغ از وی چه داری پاره زر را تو خاصه جان خود،با یار بسپار2 غزل باهو غزل معرفت است و محبت که جان را روشنی و دل را صفا و روح را آرامش می‌بخشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.