Skip to main content
فهرست مقالات

موقعیت شیعیان ایران در دوره ایلخانان

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (16 صفحه - از 127 تا 142)

کلید واژه های ماشینی : شیعیان، هلاکو، شیعیان ایران در دوره ایلخانان، مغول، ایلخانان، مذهب، غازان، تشیع، خلافت عباسی، ایران

حکومت ایلخانان مغول با آمدن هلاکو خان به ایران آغاز شد.منگوقا آن،خان مغول،به علت شکایت‌هایی که‌ از سوی حکام مغولی ایران و علمای اهل تسنن-از جمله قاضی شمس الدین قزوینی و مسیحیان درگیر در جنگ‌های صلیبی با مسلمانان-رسیده بود،قدرت اسماعیلیان و خلافت عباسی را برای بقای مغولان‌ خطرناک دانسته،هلاکو،برادرش را مأمور نمود تا به سوی ایران لشکر کشیده،هر دو نیرو را براندازد.شیعیان‌ اثنی عشری که در طول تاریخ،هم از اسماعیلیان و هم از عباسیان،ناملایمات سیاسی و مذهبی بسیاری تحمل‌ کرده بودند،هلاکو را در هر دو مورد یاری رساندند.خواجه نصیر الدین طوسی از یک طرف از عوامل‌ درونی نابودی اسماعیلیان به شمار می‌رود-که رکن الدین خور شاه را تشویق به تسلیم شدن نمود-و از طرف دیگر از عوامل بیرونی نابودی خلافت عباسی نیز محسوب می‌شود.هرچند هلاکو به قصد براندازی‌ عباسیان از مغولستان رهسپار غرب شده بود،ولی تشویق و تحریک خواجه نصیر الدین-در مقابل عواملی‌ که هلاکو را در انجام مأموریت دچار تردید می‌کردند-نقش موثری داشت.ابن علقمی،وزیر شیعی مستعصم، خلیفه عباسی-نیز از درون زمینه‌های براندازی خلافت را فراهم آورد.با برافتادن خلافت عباسی هرچند کل اسلام در معرض خطر قرار گرفت،شیعیان به علت روحیه تساهل و تسامح مذهبی ایلخانان-که ناشی از نداشتن اصالت در اعتقادات دینی بود-توانستند رشد یابند و باور شوند و ثمر نشینند.ایلخانان تحت‌ تاثیر کارگزاران مسلمان خود،نه تنها اسلام آوردند،بلکه در دوره غازان و اولجایتو،تحت تاثیر امیر،وزیر و علمای اهل تشیع،به عقاید شیعی نیز گرایش یافتند و اولجایتو برای مدتی کوتاه به تشیع گروید.شیعیان در پایان این دوره با بنیانگذاری حکومتی شیعی در بخشی از خراسان،راه گسترش تشیع را هموارتر نمودند.

خلاصه ماشینی: "اسماعیلیان که با شروع پیشوایی جلال الدین حسن‌"نو مسلمان‌"وارد مرحله خاصی از تفکر سیاسی و مذهبی خود شده بودند،در این دوره-که همزمان با حکومت خوارزمشاهیان در ایران و خلافت ناصر لدین الله،خلیفه عباسی در بغداد است-با تغییراتی در اصول به بقای خود اندیشیدند و با دریافت تایید خلیفه عباسی مورد لطف قرار گرفتند،با دست یابی به آرامشی‌ نسبی،محیطی علمی نسبتا امنی برای علمای ایرانی فراهم ساختند و مامن علم و علمای ایران‌ گردیدند. «چون لشکرهای پادشاه جهانگشای چنگیز خان در بلاد اسلامی آمدند،از این طرف آب جیجون اول کس از ملوک که رسول فرستاد و بندگی نمود و قبول ایلی کرد،جلال الدین بود»؛(جوینی،ج 3،ص 742)ولی چون بیشتر قلاع اسماعیلی‌ مشرف به شهر قزوین بود و«ساکنان شهر قزوین همه بر قاعده سنت و جماعت و پاک مذهب و صافی اعتقادند و به سبب ضلالت باطنیان و ملاحده مدام ایشان را باهم مداخله و مکاوحت در میان می‌بود»(منهاج سراج،ص 181)،بر مردم قزوین تحمل نزدیکی آنان سخت بود و علمای قزوین از تبلیغات اسماعیلیان بیمناک شده بودند و احتمال گسترش این مذهب را می‌دادند. براندازی اسماعیلیان و دستگاه خلافت‌ عباسی،امری عظیم بود که بدون همکاری عوامل شیعی مذهب داخلی و خارجی دستگاه‌ خلافت-ابن علقمی و خواجه نصیر الدین طوسی-امکان‌پذیر نبود و اگر اصرار و همفکری‌ خواجه در تحریض هلاکو نبود،شاید وساطت ملازمین سنی مذهب هلاکو او را به مصالحه با خلیفه و تقسیم قدرت دنیوی و معنوی می‌کشانید و این وضع باز موقعیت شیعیان را چون‌ گذشته به خطر می‌انداخت و آنان مجبور به ادامه تقیه و گوشه‌گیری می‌شدند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.