Skip to main content
فهرست مقالات

وجود و ماهیت در فلسفه ارسطو

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (14 صفحه - از 1 تا 14)

کلیدواژه ها : وحدت ،ماهیت ،کثرت ،وجود ،اصالت ماهیت ،فلسفهء اسلامی ،اصابت وجود ،اصالت کثرات ،فلسفهء غرب

کلید واژه های ماشینی : ارسطو ،اصالت ،ماهیت ،اصالت ماهیت ،فلسفهء ملا صدرا تعبیر ،ملا صدرا ،کثرات ،فلسفهء غرب جدید تعبیر ،فلسفهءهای مسیحی و اسلامی ،غربی ،فلسفهء غرب ،فلسفهءهای اصالت ماهوی ،تفکر اصالت ماهیت در غرب ،اصالت وجود و اصالت ماهیت ،اسلامی ،یونانی ،معنی ،وحدت ،جوهر ،تفکر ،اصالت وجود ،اصالت کثرات ،ذات ،تعبیر ملا صدرا ،کثرت‌نگری ،افلاطون ،تعبیرات متداول در فلسفهء غرب ،فلسفهء ارسطو ،اصالت ماهیات ،خدا

بحث وجود و ماهیت به صورتی که امروز با آن آشنا هستیم در مباحث فلسفهء یونانی مطرح نبود. این بحث در نتیجهء منازعات کلامی در فلسفهءهای مسیحی و اسلامی وارد مباحث فلسفی شد.در فلسفهء ملا صدرا تعبیر«اصالت»نیز به این الفاظ اضافه شد و مباحث اصالت وجود و اصالت ماهیت‌ به عنوان مباحث اساسی فلسفهء مطرح شد.یکی از تعبیرات متداول در فلسفهء غرب جدید تعبیر «پلورالیزم»یا کثرت‌نگری یا اصالت کثرات است که مضمون فلسفی آن معادل«اصل ماهیت»به‌ تعبیر ملا صدرا است.فلسفهءهای غربی را عموما از دوره یونانی تا عصر جدید،به جز دوره قرون‌ وسطی،می‌توان فلسفهءهای اصالت ماهوی یا کثرت‌نگر نامید و فلسفهءهای مسیحی و اسلامی(به جز سهروردی)براساس اصالت وجود بنا شده‌اند.اصالت وجود و اصالت ماهیت نه فقط به عنوان‌ مباحث متافیزیکی بلکه هرکدام به ترتیب در تفکرات اسلامی و غربی بر کل حوزه فرهنگ و تمدن‌ سایه افکنده‌اند تفکر اصالت ماهیت در غرب با ارسطو آغاز می‌شود.

خلاصه ماشینی:

"309) تا پیش از ملا صدرا این مبحث چندان مورد توجه‌ نبود-اگرچه بنیاد فلسفهءهای مسیحی و اسلامی را تشکیل می‌داد و می‌دهد-اما با تاکید ملا صدار بر«اصالت وجود»و نفی رأی سهروردی به نام«اصالت‌ ماهیت»-تعبیری که ملا صدرا به کار برد-به معنایی که ملا صدرا از آن درک‌ کرده است-و شاید درک ملا صدرا از این مساله چندان با آنچه سهروردی مراد می‌کرد سازگار نباشد-مورد توجه گسترده واقع شد و مفاد این نظریهء فلسفی- که شرحی است بر اصل علیت اجمالا و صرف نظر از تعبیرات و اصطلاحات‌ خاص فلسفی،این است که:رابطه علیت،بین وجود اشیاء است،نه ماهیت آن‌ها؛یا وجود معلوم برآمده از علت است،نه از ماهیت آن و نیز وجود علت،منشا معلول‌ است،نه منشا ماهیت آن و به‌طور خلاصه تاثیر و تاثر بین وجود اشیاء برقرار است،نه ماهیت آن‌ها. لذا ما نمی‌توانیم به جای اصالت وجود،اصالت وحدت و به جای‌ اصالت ماهیت،اصالت کثرت به کار ببریم و دقیقا همان نتایجی که به تعبیر ما از اصالت ماهیت برمی‌آید(رابطه تاثیر و تاثر بین ماهیت)به تعبیر آن‌ها از اصالت‌ کثرات برمی‌آید این دو دیدگاه،یعنی:اصالت وجود(اصالت وحدت)و اصالت‌ ماهیت(اصالت کثرت)،پایه و اساس تمام پدیده‌های فرهنگی را در زندگی انسان‌ تشکیل می‌دهد،مثلا،در قلمرو سیاست اگر شما به یک حکومت جامع القوای‌ متمرکز در دست یک رهبر یا پیشوای مقتدری که مدعی حاکمیت بر تمام شؤون‌ زندگی مردم باشد،رأی موافق بدهید،نگرش سیاسی شما مطابق فلسفهء اصالت‌ وجود(وحدت‌نگری)است،اما اگر برای هریک از شهروندان به عنوان یک واحد مستقل بشری(یک فرد) (Individual) حق تصمیم‌گیری در اصول حکومت قائل‌ باشید،نگرش شما اصالت ماهوی یا کثرت‌نگری(اصالت کثرات)است و نتیجهء آن-به اصطلاح غربی‌ها-مردم‌سالاری(دموکراسی)است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.