Skip to main content
فهرست مقالات

از فلسفه سیاسی تا حقوق اساسی

نویسنده:

(29 صفحه - از 173 تا 201)

کلیدواژه ها : قدرت ،فلسفه سیاسی ،آزادی ،جامعه مدنی ،دموکراسی ،جامعه سیاسی ،حقوق اساسی

کلید واژه های ماشینی : سیاسی، حقوق، جامعه سیاسی، اجتماعی، جامعه، فلسفه سیاسی، اعمال قدرت در جامعه سیاسی، قدرت، حکومت، دولت، دموکراسی، فلسفه سیاسی اندیشه، انسان، زمامداری، حقوق اساسی، اندیشه، جامعه سیاسی و پدیده‌ها، نظریه، ارائه‌کننده اعمال قدرت در جامعه، مردم، زندگی، اندیشه سیاسی، جامعه مدنی، آیین زندگی سیاسی، اصلی، قرارداد اجتماعی، نظم، حقوق اساسی ارائه‌کننده اعمال قدرت، فیلسوفان سیاسی، قدرت و آزادی

فلسفه سیاسی اندیشه خردمندانه‌ای است که درباره جامعه سیاسی و پدیده‌ها و گروههای متنوع‌ اجتماعی مربوط به آن بکار می‌رود.غرض اصلی و عمده فلسفه سیاسی شرح و وصف تحلیلی و ارزیابی‌ جوامع و آیین زندگی سیاسی و شیوه زمامداری است. حقوق اساسی در معنای اصلی عبارت از سازماندهی و ایجاد همزیستی مسالمت‌آمیز بین عوامل قدرت و آزادی در هر جامعه سیاسی است.در جوهره قدرت استیلا و در جوهره آزادی رهایی است. جامعه سیاسی پدیده‌ای است که در آن،قدرت جمعی و آزادی فردی همواره در تقابل و تنازعند؛در حالی که وجود همزمان و اجتناب ناپذیر این دو عنصر اصیل اقتضا می‌کند که نوعی تعامل منطقی‌ و خردمندانه بین آنها برقرار باشد تا صلح و دوستی و عدالت را،به عنوان کمال مطلوب جامعه انسانی، به ارمغان بیاورد. هدف حقوق،عدالت و وظیفه آرمانی حکومت،انتظام امور برای نیل به آن می‌باشد.حقوق،با مد نظر قرار دادن عدالت،ناظر بر روابط گوناگون افراد و جوامع است و سیاست ارائه‌کننده اعمال قدرت در جامعه‌ سیاسی است. در این مقاله بین رشته‌ای،نویسنده کوشیده است تا با نگاهی به نظریات ارائه شده توسط فیلسوفان سیاسی‌ درباره مفاهیمی چون قدرت،آزادی،جامعه و حکومت،زمینه‌های پدیدار شدن رشته حقوق اساسی را مورد مطالعه قرار دهد.

خلاصه ماشینی: "جامعه سیاسی پدیده‌ای است که در آن،قدرت جمعی و آزادی فردی همواره در تقابل و تنازعند؛در حالی که وجود همزمان و اجتناب ناپذیر این دو عنصر اصیل اقتضا می‌کند که نوعی تعامل منطقی‌ و خردمندانه بین آنها برقرار باشد تا صلح و دوستی و عدالت را،به عنوان کمال مطلوب جامعه انسانی، به ارمغان بیاورد. ب-سازش بین فرد و جامعه امکان تعیین سرنوشت از سوی افراد وقتی ممکن است که اولا،برای‌ هرکس سلسله آزادیهایی را قائل باشیم تا بدانوسیله قادر باشد شخصیت‌ فردی خویش را رشد و توسعه دهد؛ثانیا،همه از امکانات مساوی برخوردار باشند تا بتوانند آزادیهای لازم را به کار گیرند و بالاخره،امکان دسترسی به‌ اعمال قدرت برای همه وجود داشته باشد تا بتوانند آزادی خود را تضمین‌ نمایند. این اصل بیان‌کننده حقوق فردی و نیاز اجتماعی است:زیرا،از یک‌ سو،امکان مشارکت افراد در تعیین سرنوشت سیاسی خود،عقلانی و منطقی‌ به نظر می‌رسد و از سوی دیگر،استقرار قدرت حاکمیت،تحت‌ نظارت سازمان‌یافته و مستمر ملت به‌طور جمعی،موجب آن می‌شود که‌ نظارت تهدید و ارعاب مردم حذف و طرد گردد. نتیجه‌گیری جامعه سیاسی پدیده‌ای است که در آن،قدرت جمعی و آزادی فردی‌ همواره در تقابل و تنازعند؛درحالی‌که وجود همزمان و اجتناب ناپذیر این دو عنصر اصیل اقتضا می‌کند که نوعی تعامل منطقی و خردمندانه بین آنها برقرار باشد تا صلح و دوستی و عدالت را،به عنوان کمال مطلوب جامعه انسانی، به ارمغان بیاورد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.