Skip to main content
فهرست مقالات

نشستی صمیمی با زندانیان

(5 صفحه - از 68 تا 72)

خلاصه ماشینی:

"ج-اگر من عنوان می‌کردم که من کمبود محبت و عاطفه دارم خوب مشخصا کسی‌ دست یاری بمن نمیداد ولی من عنوان‌ می‌کردم که شغل کذایی رده بالایی مثل‌ پزشکی دارم،همه تحویلم می‌گرفتند در حالی‌ که در آستانه پزشکی هم می‌گفتم باز هم ارضا نمی‌شدم باز هم می‌گفتم که من پدر و مادر ندارم یا با یتیمی و با بدبختی بزرگ شدم اون‌ وقت می‌دیدم که خیلی راحتر تحویلم‌ می‌گیرن دوست داشتم دوستی داشته باشم که‌ باهام گریه کنه نه دوستی که بقول معروف‌ مسائل دیگه‌ای داشته باشد. من بهداشتو رعایت نکردم دارو را سر ساعت نخوردم یعنی منظورم اینه که‌ نصایح پدر و مادر را گوش نکردم حالا که‌ اینجا افتادم حالا که نیاز به اون دارو دارم که‌ سر وقت برسه که نمی‌رسه فکر می‌کنند کار مثبتی انجام میدن نه بخدا بدتر از این میشه‌ فکر نکنه که الان این کارو با من میکنه من‌ کسی رو میفرستم پادرمیانی میکنند فلان‌ حرف را میزنند،بچه‌ام رو میکشن،نه،این‌ درست نمیشه،من تنبیه نمی‌شم بدتر میشم من‌ موقعی که میدیدم هم تختیم به ملاقاتی میره‌ من نمیرم یا یک قران پول تو جیبم ندارم هم‌ تختیم فلان چیزو تهیه میکنه من باید چکار کنم چی رو بگم؟چی رو عنوان کنم بابا بیایید درمان کنید!مریض من آنقدر گشایش‌ نکرده میشه درمانش کرد،بیایید محبت کنید بیایید یه جوری درست کنید که من بیام‌ سر سفره بشینم توی این زنجیز گره بخورم، چرا این کار را می‌کنید؟چرا یه کاری می‌کنید که‌ من از خونه فرار کنم یه کاری می‌کنید من دروغ‌ بگم؟اگر من مجرم بودم نمی‌آمدم عنوان کنم که من این کار رو کردم من به قاضی هم گفتم‌ بابا جان من غرض ندارم مرض دارم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.