Skip to main content
فهرست مقالات

بد قول/ داستان

نویسنده:

(3 صفحه - از 93 تا 95)

کلید واژه های ماشینی : نگاه دوست ناباب احمد نگاه، مادر، اعتیاد، قاضی، جوان، پدر و مادر، دوست ناباب، مصرف مواد مخدر، نگاه، درد، اصرار، مواد مخدر اعتیاد، صحبت، قتل، صبح، صحبتهای پدر و مادرش، احمد نگاه جوان، فکر، پسر پانزده‌ساله، دوست فراری نابابش، پدر و مادرم کم، زن و بچه، صبح پدر، بقیه بچه‌ها، پدر احمد، بچه محل، بار مادرش، زنش اصرار، سر قولش، شب و روز

خلاصه ماشینی: "او معتاد بود و قربانی اعتیاد شد و هر جرمی که مرتکب‌ می‌شد،ناشی از نیاز به مصرف مواد مخدر بود و چه معتاد بدقولی بود!به راستی قول معتادی که ادعای ترک اعتیاد و و خلافکاری دارد قابل اعتناست؟ پدر !پنج انگشت دست یکی نیست از مدتها پیش،مادر احساس می‌کند که پسرش نارحت‌ است. او پس از مدتی متوجه می‌شود پسر محصلش با یکی از بچه‌های محله‌ سابقشان که چندان سابقه خوبی ندارد دوست شده است،چند بار به پسرش تذکر می‌دهد که دوستی او برای تو آینده خوبی‌ ندارد و پسر گرچه در ظاهر به پدرش‌"چشم پدر"می‌گوید،اما در باطن،خود را یک مرد کامل حساب می‌کند و نیشخندی به‌ پدر می‌زند:"امروزه جوانها برای خودشان آزادند و می‌دانند چه می‌کنند،کسی که من برای دوستی خودم انتخاب کرده‌ام‌ چه ایرادی دارد؟فقط اهل حال است،چرا پدر و مادر او این‌ قدر که تو به من سخت می‌گیری،سخت نمی‌گیرند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.