Skip to main content
فهرست مقالات

درد دل زندانیان

(3 صفحه - از 91 تا 93)

کلید واژه های ماشینی : زندان، نماز، مادر، مهربان، درد‌دل زندانیان، خداوند، قدر، نعمت، علی آقا، پدر و مادر، یاد خداوند مهربان، علی آقا رو به خالق، خانواده، آقا رو به خالق هستی، از زندان، صحبت، انسان، خالق هستی، علی آقا دل، پدر و مادر مهربان، نماز شب، پدرمان نماز عشق به خالق، راههای دانستن قدر نعمت، خالق هستی به‌خاطر مادر، پدر مهربانم، شب جمعه‌ای با علی آقا، آقا داشتیم نماز، نماز عشق به خالق هستی، بیا دست، علی آقا آشنا

خلاصه ماشینی: "اما من تنها شدم،ساعت‌ها گریستم چرا که معلم و استادم را که مرا از جهل و نادانی رها شده بود و به سوی نور و رحمت هدایت‌ کرده بود و من هنوز جواب خیلی ازسؤالاتم را نگرفته بودم،هنوز آن‌ طوری که بایدوشاید خالق هستی خود را نشناخته بودم و من تشنه محبت‌ خداوندی بودم و مشتاق نوشیدن جام گوارای علم و معرفت بودم که‌ استادم رفت و حالا نوبت من بود و باید جایش را پر می‌کردم و همین‌ کار را نیز با توکل به معبود خود آغاز کردم و مسئولیتی بس سنگین‌ بود7اما باید انجام می‌دادم. کاری که امروز انجام می‌دهند با فردا فرق‌ داشته باشد؛یعنی بهتر باشد و دیگران را به الگوی خود بنشاند بعضی‌ها هم هستند مثل خودش که روزها و لحظه‌ها را مثل یک بچه به‌ بازیگوشی و خوشگذرانی سپر می‌کنیم؛یعنی به فکر آینده فکر نمی‌کنم و راهی که می‌روم برای خودم بی‌هدف است و قدر آزادی را نمی‌دانم. انسان قدر خانواده‌اش را می‌داند،انسان وقتی بیرون از زندان است و در کنار خانواده،از آنها سیر می‌شود،از گریه بچه از صحبتهای همسر،همه برای او تکراری و آزاردهنده می‌شود،شبها دیر به خانه برمی‌گردد،مسافرتهای طولانی‌ می‌رود،گردشهایی با دوستان دارد،و از خانواده زده شده است؛ولی‌ همین‌که به زندان افتاد و نعمت با خانواده بودن از او گرفته شد،قدر آنها را می‌داند تا حدی که اصرار و التماس می‌کند که چند دقیقه ملاقات‌ حضوری بگیرد،به چندین نفر رو می‌اندازد،التماس می‌کند خواهش و تمنا می‌کند،که ملاقات حضوری داشته باشد؛یعنی همین همسر و فرزندی که در بیرون از آنها دوری می‌کرد و از آنها بیزار بود،حال‌ اینقدر مشتاق دیدار آنهاست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.