Skip to main content
فهرست مقالات

داستان/ بازخوانی یک پرونده جنایی

نویسنده:

(3 صفحه - از 94 تا 96)

خلاصه ماشینی:

"او کماکان به فکر فرار بود تا اینکه‌ ساعت هفت صبح روز بعد در یک کیلومتری‌ غرب پادگان جسد مرد جوانی ملبس به لباس‌ سربازی در حاشیه رودخانه توسط یک ماهیگیری‌ کشف و اطلاع داده می‌شود. پدر و مادر حمید اظهار می‌دارند در حال حاضر در رابطه با فوت فرزندمان از کسی شکایت‌ نداریم،اما اگر بعدها ثابت شود فردی در مرگ‌ او دخیل بوده از او شکایت خواهیم نمود؛تقاضا داریم موضوع به صورت همه‌جانبه و دقیق‌ مبنی بر قتل یا خودکشی،درگیری و نزاع در بین سربازان مطرح است،لازم است به این‌ موضوع نیز توجه شود. تحقیقات نشان می‌دهد کوچکترین درگیری‌ و نزاعی در پادگان رخ نداده،با هیچیک از سربازان مشکل نداشته،چند نفر از آنان اعلام‌ کردند حمید از رئز اول نتوانست خود را با سربازی تطبیق بدهد و مرتب در فکر فرار بود و فرار از این پادگان با وجود دیوارهای بلند و سیم‌خاردار و ردوخانه پر آب به راحتی امکان‌پذیر نیست. باید از حمید سؤال کرد،شما که داوطلبانه‌ و با عزم راسخ به خدمت اعزام شدی،چرا در اول راه بریدی؟چگونه صدها نفر خودشان را با محیطد و مقررات پادگان وفق دادند،اما تو یکی نتوانستی و با بلایی که به هنگام فرار بر سرت آمد خانوادده خود را داغدار نمودید؛اگر مشکل داشتی چرا با فرماندهانت مطرح‌ نکردی،اگر نیاز به مرخص داشتی چرا ابراز نکردی؟آیا فرار چاره کار بود؟!! بهمن مدعی می‌شود که در اثر خودرن‌ مشروب الکلی،حواس خود را از دست داده و به همان علت مرتکب جنایت شده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.