Skip to main content
فهرست مقالات

داستان (وداع طولانی)

نویسنده:

(3 صفحه - از 77 تا 79)

کلید واژه های ماشینی : درد، تریاک، پدر پرستو، پدر پرستو دستش، شاهین بلند، چشمان غمگین به چشمان شاهین، خانه پدر پرستو، دور، حال، شاهین حالش

خلاصه ماشینی:

"تن شاهین خیلی وقت بود که دچار خستگی و درد بود،اما تا لحظه‌ای که می‌خواست به زیر زمین برود دلهره‌ای باعث می‌شد که قلب او را بفشارد و آن هم تحمل درد،آیا قادر بود؟؟؟ در بسته شد و کلید آن را مادر بزرگ داشت و سلانه سلانه از پله‌ها بالا رفت؛به آخرین پله که رسید صورتش را برگرداند،شاهین را دید که سرش را روی دو دستش گذاشته،به نظر می‌آمد که توی فکر بود. به یاد آورد زمانی را که رتبه دوم گرفته بود و همه از دور و نزدیک به او تبریک می‌گفتند و پدرش به او می‌گفت:تو مایۀ افتخار مایی!با صدای گرفته‌ای که به سختی از گلویش بیرون می‌آمد با خود زمزمه کرد:بیا حالا ببین این مایۀ افتخارات را!!با ناله‌ای بی‌رمق صدای گریه‌اش بلند شد. اما خبری از مادر بزرگ نبود وقتی در را باز کرد قرآن را هم روی پله سوم گذاشته بود،آن را برداشت و خودش از زیر آن رد شد،از پله‌ها بالا رفت،در همان موقع برنامه‌هایش را ردیف می‌کرد،اول دانشگاه،بعد پیش پدر پرستو می‌روم،البته اگر دیر نشده باشد. از آخرین باری که شاهین نامزدش را دیده بود تا به حال هشت ماه می‌گذشت و در این مدت او کاملا از او بی‌خبر بود،چون می‌دانست رفتن او به آنجا فایده ندارد،چون پدر پرستو خیلی خشک و رسمی با او برخورد می‌کند و دلیلی برای پذیرفتن او ندارد،وقتی یک لحظه خودش را جای او گذاشت حق را به او داد. پرستو متوجه شده بود که یکی از دوستان دیگر که نامش را نمی‌آورد همان شاهین همسر سابقش است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.