Skip to main content
فهرست مقالات

داستان (سیاه بخت)

نویسنده:

(8 صفحه - از 77 تا 84)

خلاصه ماشینی:

"تا آنکه هنوز یک ماه از زندگی مشترک آنها نگذشته بود که مهناز، خانه شوهرش را ترک و به منزل پدرش پناه‌ برد و اظهار کرد که امکان ادامه زندگی با هاشم و در آن منزل برایش وجود ندارد!حاضر است بمیرد اما پی هاشم و به آن منزل‌ بر نگردد،بماند که آثار کبودی و خونمردگی‌ در سر و صورت مهناز که هاشم او را زده، نمایان بود... نوزاد به پدر تحویل داده شد و مهناز گفت که دیگر هرگز حاضر نیست هاشم و فرزندش را ببیند!از سوی دیگر آقا ناصر و حمید آقا هم،اگر اشتباهاتی داشته‌اند(که قطعا داشته‌اند)چون‌ نیتشان خیر بوده،توجه چندانی به اشتباهات‌ خود نمی‌کردند و این موضوع،تأثیر چندانی‌ در عملکرد آنها نداشت،فقط از آن صفا و صمیمیت قبلی،دیگر خبری نبود. حمید آقا و ملیحه خانم از این خبر خوشحال شدند و اعلام آمادگی کردند اما (به تصویرصفحه مراجعه شود) پرانت چه شدند؟ پس از شهادت علی(علیه‌ السلام)و تسلط مطلق معاویة بن‌ ابی سفیان بر خلافت اسلامی،خواه‌ و ناخواه برخوردهایی میان او و یاران‌ صمیمی علی(علیه السلام)واقع‌ می‌شد،همه کوشش معاویه این‌ بود تا از آنها اعتراف بگیرد که از دوستی و پیروی علی سودی که‌ نبرده‌اند سهل است،همه چیز خود را در این راه نیز باخته‌اند. مأمورین پی جویی قتل،با عنایت به دقت‌ بسیار و تجارب ارزشمندی که اندوخته دارند؛ پس از معاینه و جسد و تحقیقات محسوسی‌ که پیرامون موضوع انجام می‌دهند؛با توجه‌ به دلایل ذیل مرگ مهناز را به عنوان‌ خودکشی با اسلحه،قبول ندارند: الف-تردید از نحوه قرار گرفتن جسد در سالن پذیرایی-آنهم به صورت طاق باز-چرا که ظاهرا فرد باید در همان حالت دازکش و پشت به زمین به خودش شلیک کرده باشد تا آن طوری قرار گیرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.