Skip to main content
فهرست مقالات

زندگی بی‌یاد او هرگز!(قسمت دوم)

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : اسلام ،قبیله ،زندگی ،پیامبر اسلام ( ص ) ،صدقات ،سرباز ،خدا ،امام ،عراق ،مردم ،حرکت ،درگذشت پیامبر اسلام ،امیر مؤمنان علی ،جنگ ،حکومت اسلامی ،علی ( ع ) ،هنگامی وفاداری نمودی ،هنگامی ،افراد قبیله ،عدی به‌سوی قبیله ،ساخت ،نمودی ،وفاداری ،راه خدا به نبرد ،قبیله بزرگ همرا‌ه علی ،زمان خلیفه دوم ،راه نبرد مسلحانه به کار ،کار آمدن علی مسلمانان ،علی جلب‌توجه عدی ،سربازان اسلام

خلاصه ماشینی:

"با دست لرزان خود،ابروان سفید و- افتاده را بالا زد و نگاهی به امیر مؤمنان انداخت و چنین گفت: -تو پسر ابی طالبی؟ -آری -«مرحبا!آفرین بر تو،خوش آمدی،تو وسیله‌ای هستی که ما را از آتش دوزخ‌ نجات خواهی داد و این عدی ما،ما و تو را با هم آشنا ساخت و ما باید پیام تو را به تمام‌ مردم جهان برسانیم،به خدا سوگند اگر ما با تو بیعت هم نکرده بودیم وظیفه داشتیم‌ تو را یاری دهیم به خاطر بستگی و قرابتی که با پیامبر اسلام(ص)داری و بخاطر سوابق‌ درخشانی که در اسلام داری و من در شگفتم که با اینهمه خوبیها و حقطلبیها که تو داری‌ چگونه قریش حق ترا نشناختند!و دیگران را بر تو مقدم داشتند؟بخدا سوگند تمام افراد قبیله ما آماده جهاد هستند،و همگی با تو خواهیم آمد مگر کسانی را که خودت برای ماندن‌ اجازه دهی»و سیزده هزار سرباز نیروی سواره نظام از این قبیله بزرگ همراه علی رهسپار بصره شدند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.