Skip to main content
فهرست مقالات

رقم خیر و قبول در شعر حافظ

نویسنده:

(8 صفحه - از 29 تا 36)

خلاصه ماشینی:

"غ 174 / 5 داشتم دلقی و صد عیب مرا می‌پوشید خرقه رهن می‌و مطرب شد و زنار بماند جناب راستگو، میان نسخه‌ها تفاوتی نگذاشته است، اما به جای عیب مرا اگر عیب نهان بگذاریم مناسبتر به نظر می‌رسد، زیرا می‌توان زناری را که در مصرع دوم از نبودن خرقه ظاهر شده است همان عیب نهان دانست، بیت دیگری (در غزل 197) با همین مضمون، معنی مذکور را تأیید می‌کند: حافظ این خرقه که داری تو ببینی روزی‌ که چه زنار ز زیرش به دغا بگشایند غ 178 / 8 کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب‌ تا سر زلف عروسان سخن شانه زدند ظاهرا صورتی که در نسخه‌های (ق)، (خ) و (ن) آمده مناسبتر است: «تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند»، زیرا بین شانه و قلم، و قلم و سخن و اندیشه، و قلم زدن (با معانی ایهامی شان) تناسبات و لطایفی وجود دارد. هر چند محبان خدا پذیرفتنی است و من هم او را از محبان خدا می‌دانم اما محبان شما را ترجیح می‌دهم، چون با سبک حافظ که از صراحت گویی اجتناب دارد سازگارتر است؛ و نیز به نظر می‌رسد که چون خطاب به دوستان شده است، اگر محبان شما را بپذیریم هم در این بافت تازگی بیان و تعبیر به حساب می‌آیدو هم اینکه حافظ می‌گوید من نیز یکی از شما هستم، حافظ هم از محبان دوستان و در نتیجه از دوستان است، لذا جای عیب‌گیری نیست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.