Skip to main content
فهرست مقالات

سرودهای رهائی

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : تونل، کارگران، ذغالها، نجات، رودزیا، اتومبیل، کتاب، فرودگاه، سقف تونل، سقف تونل ریزش، مرد، تونل معدن، ریزش سقف تونل، بروکس، هاتف، گروه سیاه‌پوستان مبارز رودزیا، خیابان، سیاه‌پوستان رودزیا، فریاد، مرد انگلیسی به رودزیا، مرگ، سیاه‌پوست، دقیقه بعد ذغالها، گروه نجات، کارگر معدن، کارگران تونل، بیرون تونل حسین، جلسه محرمانه مرد انگلیسی، روزنامه، کتاب میان سیاه‌پوستان

خلاصه ماشینی: "در این میان«ابو منصور» سرکارگر مزدور به آنها اعتراض میکند و از آنها می‌خواهد که به کار ادامه دهند اما ناگهان زمین میلرزد و قسمتی از سقف تونل ریزش می‌کند و کارگران وحشت‌زده‌ بسوی دهانه خروجی تونل میدوند و در آنجا متوجه می‌شوند که مدخل تونل‌ مسدود شده است» ترس آنچنان بر کارگران غلبه کرده بود که‌ بعضی از آنها قادر به حرف زدن نبودند«هاتف» که قدیمی‌ترین کارگر معدن و پیرمردی رنجور و قدخمیده بود فریاد زد: -شما چون آدمهای بی‌جان ایستاده‌اید و انتظار دارید که ذغالهای خردشده خودبخود از جلوی‌ دهانه تونل کنار روند چرا خودتان برای باز کردن راه کوشش نمی‌کنید؟ «حسین»در پاسخ گفت: -از ما چه کاری ساخته است؟آیا ما می‌توانیم‌ این همه ذغال را از سر راه خود برداریم؟ -بله چنین کاری ممکن است زیرا که ریزش‌ سقف تونل چندان گسترده نیست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.