Skip to main content
فهرست مقالات

سرودهای رهائی

نویسنده:

خلاصه ماشینی:

"آنتونی بروکس پس از خواندن نامه نگاهی به‌ پنجره باز اطاق خود انداخت و در همان حال نامه‌ را مچاله کرد و با خشم زیر لب گفت: -مقامات امنیتی رودزیا واقعا ابله هستند که قدرت‌ مسلمانان را در اینجا نادیده گرفته‌اند آنها نمی- دانند که سیستم اطلاعاتی این نهضت آن‌چنان قویست‌ که فورا از مأموریت من مطلع شده‌اند. *** سه روز پس از بازگشت آنتونی بروکس به کشور خود در یکی از مساجد کوچک جنوب پایتخت رود- زیا سیاه‌پوستی قد بلند با صدادی آرام برای پانزده‌ نفر از مسلمانان این کشور سخن می‌گفت در میان کسانی که به حرفهای او گوش میدادند حامد و حسین دو کارگر معدن نیز دیده می‌شدند. سخنگوی جلسه که محمد علی نام داشت به آرامی‌ چنین می‌گفت: -سخن بر سر آنست که ما سیاهان آفریقا که‌ بیش از همه رنجبران تازیانه‌های تحقیر و ظلم سفید- پوست‌های استعمارگر اروپائی را تحمل کرده‌ایم به‌ کدام فلسفه و جهان‌بینی بپیوندیم تا هر چه زودتر بندها را بگسلیم و رهایی یابیم؟ سالهای پیش ما همچون انسانی که در دهلیز پرپیچ و خمی گرفتار شده باشد سرگردان و بی‌ هدف بهر سو می‌دویم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.