Skip to main content
فهرست مقالات

سرودهای رهائی

نویسنده:

(6 صفحه - از 71 تا 76)

کلید واژه های ماشینی : پلیس، مرد، شراب، سیاه، رودزیا، حامد، دختر سیاه‌پوست، پلیس رودزیا با سیاه‌پوستان، دختر سیاه، آب

خلاصه ماشینی:

"حالا حسین بدون آنکه توجهی به اخطارهای‌ مکرر پلیس و یا اطراف و جوانب خود داشته باشد، میدوید و چون دید که خطر دستگیر شدن او هر لحظه‌ افزایش می‌یابد بی‌اختیار بداخل خانه‌ای که در آن‌ باز بود داخل شد و در را بست و چند لحظه بعد صدای قدمهای سریع پلیس را شنید که به سرعت‌ از آنجا دور شد پس از قطع صدا حسین که بشدت‌ نفس میکشید،بیاد آورد که حالا او جرم بزرگتری را مرتکب شده و بدون اجازه به آن خانه وارد گشته‌ است. صاحب‌خانه پیر،درحالیکه او را بسوی میزی که‌ در وسط هال ساختمان بود می‌برد،ادامه داد: -من هر شب منتظر یک مهمان هستم و در خانه‌ام‌ را باز می‌گذارم و بعد دستهایش را بهم مالید و گفت: -چقدر خوب،چقدر خوب که امشب تو آمدی‌ حسین با اشاره وی روی صندلی کنار میز نشست‌ اما احساس کرد،که رفتار صاحب‌خانه غیرعادی‌ است مخصوصا اینکه وی با صدای مخصوصی‌ می‌خندید. بوی‌ مخصوصی به مشام حسین رسید آنچنان که وی بینی‌ خود را گرفت و تصمیم داشت که از رفتن به زیرزمین‌ امتناع کند و آن را بوقت دیگری موکول نماید اما سفیدپوست پیر فورا از پله‌ها پائین رفت و گفت: -بدنبال من بیا تا کارگاه پسرم را بتو نشان دهم‌ تو کم‌کم به این بوها که از رنگ و داروهای کار نقاشی است،عادت میکنی."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.