Skip to main content
فهرست مقالات

سرودهای رهائی

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : سفیدپوست، سیاه، رهائی، سفیدها، سیاه‌پوست، رودزیا، اسلام، مرد، محبت، پلیس سفیدپوست، انسان، سعادت، پلیس سفیدپوست زندانی‌های، محرومان، سخن، بندگی، بی‌شرف، مرد سفیدپوست، معادن رودزیا، کشیش سیاه‌پوست در جواب، سیاه‌پوستان رودزیائی قصد، قصد، حسین بخانه پیرمردی سفیدپوست، مرد سیاه‌پوست، پلیس سفیدپوستی به درون زندان، حسین و حامد، محمد ( ص )، فروریختن معدن، زندگی، کوششم

خلاصه ماشینی: "من از آئینی برایت حرف میزنم که رهبرش فرمود: «در هر جامعه‌ای اگر یک فرد گرسنه و بینوا بوده‌ باشد و نتواند گرسنگی و بینوائی خود را برطرف‌ نماید تمام افراد و گروههای آن اجتماع مسؤل‌ خواهند بود»1 مرد اولی که تا آن‌وقت آنچنان پرشور و بدون‌ وقفه علیه مذهب سخن می‌راند حیرتزده گفت: این سخن از کیست؟آیا یکی از پایه‌گذاران‌ انقلاب کبیر فرانسه چنین سخنی گفته است؟و در جواب او سیاه‌پوست دومی که مردی نسبتا مسن بود خندید و سپس گفت: -آه چه میگوئی؟این سخن از محمد(ص)پیامبر اسلام است. چه زیانکار است آنکه باسارت تسلیم‌ شود و بپندارد که در بندگی و غلامی زندگی و سعادت‌ وجود دارد»1 در این موقع پلیس سفیدپوستی به درون زندان‌ موقت آمد و با ورود او گفتگوی دو مرد سیاه‌پوست‌ قطع شد حسین که بشدت مجذوب گفته‌های برادر مسلمان خود شده بود و قصد داشت با او بیشتر آشنا شود و از اندیشه‌های وی استفاده بیشتری کند از آمدن آن‌ پلیس مزاحم آنچنان ناراحت شد که بی‌اختیار زیر لب گفت: -حتی در اینجا هم راحتمان نمیگذارند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.