Skip to main content
فهرست مقالات

سرودهای رهائی

نویسنده:

خلاصه ماشینی:

"در این هنگام پلیس سفیدپوستی به‌ زندان می‌آید و ضمن توهین به حسین قصد کتک زدن او را دارد و اکنون بقیه داستان» در آن لحضات هول‌انگیز که همهء زندانیان منتظر حادثه‌ای تأسف‌بار بودند و از آن می‌ترسیدند که‌ پلیس سفیدپوست با یک ضربهء شدید دهان حسین را خون آلود سازد ناگهان«محمد»همان سیاه‌پوست‌ مسلمانی که تا آن لحظه آنچنان سلیس و گویا از اسلام دفاع کرده بود از جا برخاست و خطاب به نگهبان زندان که آماده مجازات کردن حسین‌ بود،فریاد کشید: -مواظب باش. باید اعتراف کنم که فقر شدید همه خصلت‌های‌ انسانی را از من گرفته و همه وجود من از کینه و خشم‌ انباشته شده بود:کارهای من یک واکنش طبیعی در مقابل بی‌تفاوتی ثروتمندان بیش نبود،آنان در مقابل‌ عسرت و بدبختی ما ساکت بودند و فقط روزهای‌ «یکشنبه»مبلغ بسیار مختصری به صندوق خیریه‌ کلیسا می‌پرداختند و وجدان خود را آسوده میکردند و در واقع آنان نیز بعلت ثروت زیاد خصلت انسانی‌ خود را از دست داده بودند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.