Skip to main content
فهرست مقالات

سیمای فداکاران (21): شیری در قفس

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : حجر، کوفه، معاویه، مرد، جمعیت، حجر بن عدی، شیر مرد میدانهای نبرد، مغیره، شهر، خدا

خلاصه ماشینی:

"چه عمل مثبتی برای مردم انجام داده‌ای؟!» سخنان حجر،همچون اشاره به دمل چرکین‌ رسیده‌ای،احساسات تنفرآلود مردم را برانگیخت، حدود ؟؟؟ جمعیت بپا خواستند و فریاد کشیدند: صدق و الله حجر و بر: (به خدا حجر راست می‌گوید و خوب می‌گوید)ارزاق‌ عمومی را تأمین کنید،حقوق عقب افتاده را بپردازید، این حرفها چه دردی را دوا می‌کند؟!» مغیره بدون اینکه پاسخی دهد،به سرعت از منبر فرود آمد و به خانه خزید. مغیره که کسی سعی می‌کرد،همه را از خود خوشنود سازد،گفت: «شما نمی‌دانید،من بطور غیرمستقیم او را بکشتن‌ دادم!» حاضران با تعجب به وی نگاه کردند و مغیره‌ ادامه داد: «حجر در برابر امیری که پس از من می‌آید نیز همین‌گونه خواهد ایستاد و او هرکس باشد-به حسابش‌ می‌رسد و به بدترین شکل او را می‌کشد!عمر من رو به پایان است و من فرسوده شده‌ام،ده سال است مردم‌ این شهر از من جز خوبی!!چیزی ندیده‌اند،دوست‌ ندارم در این آخر عمر نیکان این شهر را بکشم تا آنان خوشبخت گردند و من بدبخت،معاویه در دنیا، عزت یابد و مغیره در روز باز پسین،به خاک ذلت نشیند»1."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.