Skip to main content
فهرست مقالات

آموزش کوچندگان

مصاحبه شونده:

(9 صفحه - از 5 تا 13)

خلاصه ماشینی:

"کیهان فرهنگی: مساله‌شان چه بود؟ استاد بهمن بیگی: بهانه آنها این بود که سردار ایل ما «صولت الدوله قشقایی» را رضاشاه به تهران دعوت کرده، چرا اجازه بازگشت به ایل را به او نمی‌دهند؟ دیگر این که: چرا کار او را در ایل، به عهده نظامی‌ها گذاشته‌اند؟ خب، این موضوع تا یک مدتی هم برای مردم ایل قابل تحمل بوده، چون نظامی‌هایی که اوایل مامور ایل بودند، آدم‌های خوب و عاطفی بودند، ولی افسر سومی که می‌آید و مامور ایل می‌شود، آدمی بود به تمام معنا غیرعادی، یا تعمدا به تحریک مخالفان رضاشاه می‌پرداخته و بازی در می‌آورده، او آن قدر قشقایی‌ها را اذیت و آزار می‌کند که آنها قیام می‌کنند و می‌گویند: ما سردار خودمان را می‌خواهیم، او را بیاورید وگرنه می‌زنیم و می‌کشیم. کیهان فرهنگی: آن زمان شما هومان فرزاد را نمی‌شناختید؟ استاد بهمن بیگی: نخیر، برادرش مسعود فرزاد را می‌شناختم، اما هومن را نه، اصلا او هم خیلی شبیه خارجی‌ها بود و نمی‌توانستم تشخیص بدهم که ایرانی است! یا از آن شرکت‌هایی که درست کرده بودند و تمام مملکت را خراب کرد، اسمش چه بود؟ کیهان فرهنگی: تعاون شهر و روستا استاد بهمن بیگی: بله بله، شاه بدبخت خیال می‌کرد که دارد مملکت را نجات می‌دهد، ولی آدم‌هایش طوری انتخاب و تربیت می‌شدند که هیچ غلطی نمی‌کردند! کیهان فرهنگی: نظر جلال درباره کارهای شما چه بود؟ استاد بهمن بیگی: سال 24 کتابی که من درباره عرف و عادت درعشایر فارس نوشته بودم به فرانسه ترجمه شده بود."

صفحه:
از 5 تا 13