Skip to main content
فهرست مقالات

فلسفه سیاسی مصطلح و چالش های جدید

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم) (22 صفحه - از 11 تا 32)

کلیدواژه ها : فرهنگ سیاسی ،فلسفه سیاسی ،بازی زبانی ،پوزیتویسم منطقی ،ضدمبناگرایی ،لیبرالیسم سیاسی ،جامعهگرایی

کلید واژه های ماشینی : فلسفه سیاسی ،فلسفة سیاسی ،فلسفی ،بازی زبانی ،نظریه سیاسی ،لیبرالی ،فرهنگ سیاسی ،ررتی ،وجود فلسفة سیاسی ،رالز ،نظریه‌پردازی سیاسی ،لیبرالیسم سیاسی ،نظریة سیاسی ،منطقی ،کارکرد فلسفه سیاسی ،پوزیتویسم منطقی ،ایدئولوژی سیاسی ،مبانی فلسفی ،جان رالز ،هرمنوتیک فلسفی ،مباحث فلسفی ،آثار و نتایج سیاسی ،کارکردهای اصلی فلسفه سیاسی ،اندیشه سیاسی ،فرهنگ سیاسی جوامع ،لیبرالها از فرد ،نتایج سیاسی ،اثباتگرایان منطقی ،تفکر سیاسی ،حوزة سیاست

معمولا چنین تصور میشود که پارهای از معارف بنیادین و باورهای فلسفی و معرفت‌شناختی دارای آثار و نتایج سیاسی خاصی هستند که از نگاه یک نظریه‌پرداز سیاسی،زمانی که به تنقیح و تبیین ایدئولوژی سیاسی خویش می‌پردازد،نباید پنهان بماند.بنابراین هر نظریه و دکترین سیاسی بر فلسفة سیاسی متناسب با خویش تکیه زده است و یا سلسله مباحثی که در سرشت خود از سنخ مباحث فلسفی و بنیادین است درگیر میشود.در اندیشه سیاسی متأخر شاهد ظهور نگرشهایی هستیم که در ضرورت و اهمیت وجود فلسفة سیاسی به دیدة انکار مینگرد و حقانیت و اعتبار یک نظریة سیاسی را در پیوند منطقی با استواری و صحت بنیانهای نظری و فلسفی آن نمیداند و برخی از آنان در رویکردی ضد مبناگرایانه از اساس منکر ابتناء و تکیة دکترین سیاسی بر فلسفه سیاسی میشوند. مقالة حاضر سه دیدگاهی که تلقی مرسوم و متداول از فلسفه سیاسی را به چالش کشیده است بررسی و تحلیل مینماید.

خلاصه ماشینی:

"()062 ,tfiws dna llahluM از نظر ررتی تمام موارد سه‌گانه فوق مردود است و عناصر ارزشی نهفته در فرهنگ سیاسی جوامع لیبرالی معاصر برای موجه کردن نهادهای سیاسی موجود در لیبرال دموکراسیهای رایج بدون نیاز به هیچ پشتوانه نظری و فلسفی کفایت میکند؛زیرا اساسا اعتبار و حقانیت یک نظریه سیاسی مرهون صحت و اعتبار فلسفی پایههای نظریه آن نمیباشد و در چارچوب پروژه عصر روشنگری و دفاع استدلالی و عقلانی از نظریه سیاسی نمیتوان لیبرالیسم را موجه کرد. 1تا آنجا که به بحث فلسفه سیاسی و نظریهپردازی در حوزة سیاست و اجتماع مربوط می‌شود باید گفت که این رویکرد آثار بسیار مخربی در این حوزه به ارمغان میآورد؛زیرا اگر یگان معیار اعتبار و مقبولیت یک نظریة سیاسی-اجتماعی تناسب آن با بافت فرهنگی آن جامعه باشد نه تنها باب مقایسة میان مدلهای مختلف سیاسی و انحای نظامهای اجتماعی مختلف مسدود میشود،بلکه برخی نظامهای سیاسی-اجتماعی که آشکارا در تضاد باوجدان بشری ما قرار دارد رسمیت و مجوز پیدا میکنند برای نمونه اگر جامعهای به سبب جهل و ستم طبقاتی بجا مانده از سنت تاریخی خویش اقشار و گروههای اجتماعی را به طبقات مختلف منقسم بداند و برخی طبقات را از بسیاری از حقوق انسانی(نظیر آموزش،زندگی بهتر و دسترسی به موقعیتهای اجتماعی بالاتر)محروم بداند و این محرومیت و ظلم طبقاتی در نظریه سیاسی-اجتماعی پشتوانة آن نظام اجتماعی منعکس شده و مورد تأکید باشد،دیدگاه ررتی آن است که این نظریه سیاسی مشروع و موجه است و کسی نمیتواند مدعی بدتر و نامطلوب بودن چنین (1)-."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.