Skip to main content
فهرست مقالات

عناصر زیربنایی جامعه ایران: نظام ایلی، دولت ستیزی و ساختار فئودال

نویسنده:

علمی-پژوهشی (16 صفحه - از 37 تا 52)

کلیدواژه ها : نظام ایلی ،دولت‌ستیزی ،ساختار فئودال

کلید واژه های ماشینی : دولت ستیزی و ساختار فئودال ،نظام ایلی ،عناصر زیربنایی جامعه ایران ،نظام ،عناصر ،اجتماعی ،ایران ،نظام حکومتی با نظام ایلی ،حکومت ،جامعه ،فرهنگی ،مردم ،تضاد ،زن ،متغیرهای ،رعایا ،عنصر دولت ستیزی ،گرفتن عناصر زیربنایی فرهنگی ،ستیزی و ساختار فئودال اشاره ،نظام فرهنگی ایلی ،عناصر فرهنگی ،رفتار ،عناصر نظام فرهنگی ایلی ،نظام اجتماعی ایلی ،علت ،رفتار فئودال و دولت ستیزی ،نظام فئودال ،عناصر فرهنگی زیربنایی ایران ،نظام اجتماعی ،علت زمینه تضاد با رقبا

این مقاله مایل است توجه جامعه‌شناسان را به این جلب نماید که پرداختن به متغیرهای اجتماعی بدون در نظر گرفتن عناصر زیربنایی فرهنگی، امکان تبیین کافی از مسائل را نمی‌دهد. بدین منظور، به علت محدودیت، از بین عناصر مختلف فقط به سه عنصر فرهنگی: نظام ایلی، دولت ستیزی و ساختار فئودال اشاره می‌شود. نظام ایلی گرچه در گذشته کارا بوده است، اما امروز به شکل مدرن خود کارکرد منفی دارد. نظام حکومتی با نظام ایلی عموما مرتبط بوده است. بدین علت زمینه تضاد با رقبا را فراهم می‌ساخته، از جانب دیگر پذیرش و مشروعیت مردمی را از دست می‌داده و عنصر دولت ستیزی را پرورش داده است. ساختار فئودال که به شکل مدرن ظاهر می‌شود، زمینه نابرابری و تضاد و کاهش انسجام را فراهم می‌آورد. این عناصر که زمینه تاریخی دارند و امروز به شکل مدرن ظاهر می‌شوند، به طور متقابل یکدیگر را تشدید می‌نمایند.

خلاصه ماشینی:

"اما نظام فرهنگی ایلی در واقع با این نوع جامعه در تضاد است: زیرا 1ـ در فرهنگ ایلی، یک فرد (نظیر یک مسئول و یک نماینده مجلس) فقط منافع ایل و تبار خود را در نظر می‌گیرد و عدالت اجتماعی را که یک متغیر اساسی و مورد انتظار مردم جوامع امروزی است، رعایت نمی‌کند. ایرج میرزا با شم ظریف اجتماعی خود این مسئله را چنین بیان می‌کند: شنیــدم‌ کارفــــرمایی‌ نظــــر کرد\ز روی‌ کبـــر و نخـوت کارگر را روان کارگـــر از وی‌ بیـــــــــازرد\که‌ بـس‌ کوتاه دانسـت‌ آن‌ نظر را بگفت‌ ای‌ گنجور این‌ نخوت ‌از چیست‌؟\چـو مـــزد رنج‌ بخشی‌، رنجبر را من‌ از آن‌ رنجـــبر گشتـم‌ که‌ دیـگر\نه‌ بـــینم روی کبـــر گنـجور را تو از مــن‌ زورخـــواهی‌، من ‌ز تو زر\چـه‌ منت‌ داشـت‌ باید یـکدگر را؟ تو صـــرف‌ من‌ نمــایی‌ بدرة‌ سیــم‌\منـــت‌، تاب‌ روان‌ نور بصـــر را زنی‌ یک‌ بیل‌ اگر چون‌ من‌ در این‌ خاک‌\بگیــری‌ با دو دست‌ خـود کمر را نهــــال‌ سعی بنشـــانم‌ در این ‌باغ‌\که‌ بی‌مـنت‌، از آن‌ چیـــنم‌ ثمر را ز مـــن‌ زور وز تو زر این‌ بــه‌ آن‌ در\کجا باقـیست‌ جا عجـب‌ و بطر را نه‌ باقــی‌ دارد این‌ دفتـــر نه‌ فاضل‌\گهـر دادی‌ و پــس‌ دادم‌ گهـر را به کس‌ چون‌ رایگان‌ چیزی‌ نبخشند\چه‌ کبر است ‌این‌ خداوندان‌ زر را؟ چرا بر یـــکدیگر مــنت گــــذارند\چو محتاجــند مــردم‌ یکـدگر را؟ (ایرج میرزا 1368: 140) بدین ترتیب ساختار فئودال، یعنی نظام دو قشری ارباب و رعیتی که تا اواسط حکومت محمدرضا پهلوی در جامعه ایران حاکم بود، از این زمان به بعد با شروع اقدامات توسعه تغییر نمود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.