Skip to main content
فهرست مقالات

بهبود زبان فارسی از منظر ادبی

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (20 صفحه - از 53 تا 72)

کلیدواژه ها :

تشبیه ،استعاره ،مجاز ،برجسته‌سازی ،نماد ،پارادوکس ،زبان خودکار ،زبان هنجار گریز ،قاعده‌ افزایی ،فشردگی معنایی ،پوشیدگی معنایی

کلید واژه های ماشینی : زبان، ادبی، زبان خودکار، ادبیات، تشبیه، استعاره، واژگان، زیبایی، شاعر، شعر

بدیهی است که زبان ادبی و اصولا ادبیات هر کشور به نوبه خود باعث بهبود آن زبان از جمله از منظر زیبایی‌شناسی است. منظور ما از کلمه بهبود آن نیست که زبان به بن‌بست رسیده و آسیب پذیرفته است؛ بلکه مراد آن است که ادبیات هر کشور باعث بهتر شدن و زیباتر شدن و غنای زبان آن کشور می‌شود. علت پرداختن به این مسأله این موضوع است: با علم بر این‌که آگاهیم که کارایی واژگان و گسترة معنایی آن‌ها محدود است و گفته پرداز غالبا نمی‌تواند افکار خود یا تجربه‌های خود را به کمک واژگان بیان کند، زیرا وسعت معنایی واژگان کم است، به این فکر افتادیم تا راه حلی برای آن بیابیم. با تقسیم زبان به دو زبان خودکار (محاوره) و زبان هنجار گریز یا ادبی، نگارندگان مقاله سعی دارند بیشتر روی قسمت دوم آن بحث کنند و راهکارهایی را برای بهبود زبان خودکار ارائه دهند.

خلاصه ماشینی:

"شفیعی کدکنی در کتاب موسیقی شعر می‌گوید: عناصر اصلی شعر عبارتند از: 1ـ زبان؛ شامل: الف ـ صرف ب ـ نحو 2ـ موسیقی 3ـ تصویر (شفیعی کدکنی 1376: پنج) بر اساس این طبقه‌بندی که می‌تواند همچون طرح کار ما برای رسیدن به هدف یعنی «بهبود زبان» باشد، در این مقاله می‌خواهیم تأثیر زبان ادبی را بر زبان خودکار با محوریت تخیل و انواع صورخیال آن هم در قالب شعر فارسی مورد بحث و بررسی قرار دهیم (طبقه‌بندی شمارة 3 که مربوط به موضوع تصویر است). ]. موکارفسکی با گسترش دیدگاه هاورانک به این نتیجه می‌رسد که زبان ادب نه برای ایجاد ارتباط، بلکه برای ارجاع به خود به‌کار می‌رود و این همان دیدگاهی است که یاکوبسن نیز به‌دست می‌دهد و زبان را آن زمان دارای نقش ادبی می‌داند که توجه پیام به سوی خود پیام باشد» (صفوی 1383: 34). با این اشارة کوتاه دربارة اهمیت شکل و صورت در زبان، زمان آن رسیده است تا با کمک گرفتن از این نظریه‌های شکلی راهکار خود را برای بهبود زبان فارسی ارائه دهیم. کارکرد متناقض نمایی در ادبیات به این‌گونه است که توجه خواننده به سوی سخن متناقض‌نما جلب می‌شود و شگفتی او را بر می‌انگیزد زیرا در نظر اول مطلبی برخلاف عقل و بی‌معنی مشاهده می‌کند؛ در نتیجه خواننده در آن سخن تأمل بیشتری می‌کند، این تأمل انگیزی سبب احساس زیبایی‌شناختی و لذت خواننده خواهد شد (همان: 22) به عنوان مثال: برگ بی برگی نداری لاف درویشـی مــزن\رخ چو عیاران میارا جان چون نامردان مکن (سنایی 1354: 53) ترکیب برگ بی‌برگی متناقض‌نما است و شاعر آن را به معنی فقر و بی‌نیازی به‌کار برده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.