Skip to main content
فهرست مقالات

چهره عریان مدرنیته

مصاحبه شونده:

(9 صفحه - از 4 تا 12)

خلاصه ماشینی:

"به همین دلیل است، که بحث از مدرنیته در کشورهای جهان سوم، برای ما تعجب‌آور است و می‌پرسیم که چطور می‌شود؛ انسان به چنین کارهایی دست می‌زند؟ از اینکه خود را از بین می‌برد؛ ناراحت نمی‌شود؟ اما برای آدم غربی که در آن عالم زندگی می‌کند؛ این‌طور نیست، آن انسان می‌گوید؛ که مگر غیر از این هم هست؟ من به اینجا آمده‌ام که خوش بگذرانم؛ عالم برای لذت بردن و کیف کردن است، چون این عالم تمام می‌شود؛ پس می‌خواهم، بیشترین بهره را از زندگی ببرم و بیشترین بهره یعنی بیشتر از زندگی لذت‌بردن. درواقع، اگر فرهنگ لیبرالیسم جهانی نشود؛ دیگر بازار آزادی هم وجود نخواهد داشت، بازارها باز نمی‌شود و بسته عمل می‌کند؟ همه آن ابزارهای فرهنگی، در آنجا که ما اسم آن‌را فرهنگ می‌گذاریم؛ درصورتی که می‌تواند ضد فرهنگی هم باشد، در خدمت متحقق کردن همان اهداف سیاسی و اقتصادی است و حتی سیاست هم در خدمت ابزار اقتصاد است، سیاست بین‌الملل و دیپلماسی بین‌الملل به طور مطلق یک امر مستقل نیست، همه آنها در راستای تحقق یک چیز دیگری هستند. اما در ماجرای انقاب اسلامی یک پارادایم نویی به صحنه آمده بود، حرف جدیدی داشت، مبانی فلسفی و فکری محکمی داشت و از همه مهم‌تر به‌خصوص در اوایل انقلاب، بین آن مفهوم و مردم نسبتی برقرار شده بود؛ که همه یک‌جور می‌اندیشیدند؛ دیگر نمی‌شد؛ به آسانی این را تکان داد، موجی بود، که در همه جا بروز و ظهور پیدا می‌کرد، پس از یازده سپتامبر که امریکا از رقبای خود پیش افتاد، دیگر دلیلی وجود نداشت؛ که محترمانه با نفر بعدی صحبت کنند، بحث بر سر قدرت است، بر سر مبادله اندیشه نیست، ما چرا نمی‌توانیم، با غربی‌ها حرف بزنیم، چرا فکر می‌کنیم؛ غرب نمی‌آید با ما حرف بزند؟ چون اساسا ما را آدم نمی‌داند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.