Skip to main content
فهرست مقالات

تجددگرایی و هویت ایرانی در عصر پهلوی

نویسنده:

(6 صفحه - از 24 تا 29)

کلید واژه های ماشینی : هویت ،ایران ،تجددگرایی ،ــ ،سیاسی ،تجددگرایی و هویت ایرانی ،فرهنگ ،شاه ،تمدن ،غرب ،رضاشاه ،هویت ایرانی در عصر پهلوی ،مذهب ،هویت ایرانی ،تاسیس ،بحران هویت ،دینی ،تاریخ ،دولت ،تمدن غرب ،اسلامی ،روحانیت ،ایران باستان ،هویت ملی ،نوسازی ،اجتماعی ،نوسازی فرهنگی دولت رضاشاه ،ترویج ،حکومت ،ملی

خلاصه ماشینی:

"هویت ایرانی در طول تاریخ علیرغم تاثیرپذیری از برخوردهای فرهنگی و تمدنی متعدد و نیز تحمل فرازونشیبها، به‌ویژه قرارگرفتن در معرض تهاجمات اقوام دور و نزدیک، همچنان توانسته بود بر یک محور و اساس واحد، تداوم خود را در بستر تاریخ تثبیت کند اما با ظهور تجددگرایی و مدرنیسم، به دلیل توجه و پرداختن بیش از حد ایرانیان به ظواهر تمدن جدید (تمدن غرب) سرانجام در میان عناصر این هویت (به‌ویژه در میان دو عنصر عمده دینی و ملیت) شکاف ایجاد شد و در این مدت، بیش‌ازهرچیز سیاستهای تجددگرایانه مبتنی بر ترویج الگوهای باستانی ایران و افراط در تقلید از ظواهر نوین غرب، در ایجاد این بحران موثر بودند؛ چنانکه می‌توان ادعا کرد انقلاب 1357 در ایران، درواقع واکنش به این بحران هویت بود. شکاف میان دین و دولت، چالش میان سنت و نوسازی را نیز تقویت نمود و به‌تبع شکل‌گیری این شکاف منازعه‌آمیز، اقدامات زیر به دستور رضاشاه علیه روحانیت صورت گرفت: الف‌ــ اجرای سیاستهای عمومی: دولت سعی می‌کرد از طریق تاسیس نهادهای جدید، ترویج فرهنگ غربی و مبارزه با شعایر مذهبی، بر فرهنگ عمومی تاثیر گذارد تا بدین‌وسیله پایگاه اجتماعی روحانیت را تضعیف کند. در مجموع می‌توان گفت رضاشاه نتوانست با ترکیب عناصر فرهنگ ملی، دینی و غربی، هویت ملی جدیدی را خلق کند که درنهایت به تعدیل شکاف و گسستهای مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی منجر شود، بلکه با برداشتی ظاهری و سطحی از نوسازی، افراط در ملی‌گرایی باستان‌گرایانه، ستیز کینه‌توزانه با مذهب و حاملان آن و نیز سرکوب گروههای قومی مختلف، اسباب عمیق‌تر‌شدن این شکافها را در درون جامعه ایران فراهم کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.