Skip to main content
فهرست مقالات

اعتماد بر باد رفته

مصاحبه شونده:

کلید واژه های ماشینی : مشروطه، نهضت مشروطیت، ایران، سیاسی، تاریخی، غرب، نهضت مشروطه، استبداد، جامعه، اجتماعی

خلاصه ماشینی:

"آیا نمی‌توان گفت نقطه‌‌ای که شما از آن با عنوان نقطه انحراف ایدئولوژیک یاد کردید، این است که هیچکدام از دو طیف نتوانستند هر دو قسمت این ایدئولوژی و تفکر را تواما لحاظ کنند؟ o به نکته خوبی اشاره کردید که آنچه را من در مطالب قبل عرض کردم، تکمیل می‌کند؛ یعنی صرف‌نظر از مطامع استعماری که نباید آن را نادیده انگاشت و یا درخصوص آن به‌گونه‌ای غیرواقع‌بینانه بزرگ‌انگاری و تحلیل نابجا کرد، نکته دیگری که باعث می‌شد این وفاق صورت نگیرد، ناسازگاری ذاتی دیدگاه‌ها و بینشها بود؛ یعنی صرف‌‌نظر از این‌که اصلا دست خارجی در کار باشد یا نه، وقتی یک اندیشه بر اخذ تمدن خارجی بدون دخل و تصرف تاکید می‌کند و یک دیدگاه آن را باعث اضمحلال هویت و فرهنگ جامعه می‌داند و بر هویت بومی تاکید می‌کند و هر دو طرف می‌خواهند بر موضع خودشان مصر باشند، طبیعتا این مساله به اولویت اول برخوردها تبدیل می‌شود و مسائلی مانند استبداد دربار و دیگر مسائل داخلی تحت‌الشعاع آن قرار می‌گیرند. یعنی آنها در اولویت‌بندی روی این مساله اختلاف‌نظر داشتند؛ به‌این‌معناکه شیخ‌فضل‌الله وقتی وضع را به این صورت دید و مشاهده کرد مدیریت اجرایی نهضت عملا به دست کسانی افتاد که با مطالبات و اهداف اولیه نهضت فاصله دارند، بلافاصله به این نتیجه رسید که از همین الان باید به حذف این دیدگاه و مهار آن پرداخت؛ اما علمای نجف و نیز مرحوم بهبهانی و طباطبایی در تهران بر این باور بودند که جریان مذکور در جامعه یک جریان بی‌ریشه است و بعدا نیز می‌توان آن را مهار و کنترل کرد؛ لذا فعلا استبداد و دربار محمدعلی‌شاه باید در اولویت اول برخورد قرار گیرد؛ درحالی‌که برعکس آنها شیخ‌فضل‌الله فکر می‌کرد دربار مشکل تئوریک برای کشور نخواهد داشت؛ چراکه دربار به مشروطیت و محدودیت خودش رضایت داده و ملت از او امضا گرفته، و لذا خطری از ناحیه آن، ملت و نهضت را تهدید نمی‌کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.