Skip to main content
فهرست مقالات

پیامدها و آثار فقر و نابرابری در ایران/ فقر و جنبش های اجتماعی در ایران

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (30 صفحه - از 11 تا 40)

کلیدواژه ها :

فقر ،ایران ،جنبش اجتماعی

کلید واژه های ماشینی : فقر، جنبش‌های اجتماعی، فقر و جنبش‌های اجتماعی، مفهوم فقر و جنبش‌های اجتماعی، کارگری، فقرا، مفهوم، جنبش‌های کارگری، رابطه فقر و جنبش‌های اجتماعی، علوم اجتماعی، جنبش‌های اجتماعی تعریف، جهان، شورشی، تعریف، جذب شدن جنبش‌های کارگری، شهری، حرکات، فرهنگ فقر، بی‌آزارسازی جنبش کارگری، اقتصادی، انقلاب، درآمد، جنبش‌های چندطبقه‌ای جانشین جنبش، جامعه، جهان سوم، مفهوم جنبش‌های اجتماعی، انواع جنبش‌های اجتماعی در غرب، رابطة فقر و جنبش‌های اجتماعی، تعریف جنبش‌های اجتماعی، انواع

در این مقاله ابتدا کوشش شده است تا دو مفهوم کلیدی بحث، یعنی فقر و جنبش‌های اجتماعی تعریف و دیدگاه‌های مختلفی که به بررسی این مفاهیم پرداخته‌اند، معرفی گردند. در رابطه با مفهوم فقر و جنبش‌های اجتماعی همچنین به اغتشاش مفهومی گسترده‌ای که به ویژه در ایران وجود دارد اشاره شده و از دیدگاه‌های عمده در مطالعة فقر و فقرزدایی یاد شده است. پس آن‌گاه با مروری بر مهم‌ترین انواع جنبش‌های اجتماعی در غرب و در جهان سوم، تلاش شده است تا نشان داده شود که گرچه تغییرات اساسی در سطح جهان ـ از جمله پیدایش دولت رفاهی، جذب شدن جنبش‌های کارگری در درون اتحادیه‌ها و سندیکاها (که نهادهای میانجی برای بی‌آزارسازی جنبش کارگری محسوب می‌شوند) و یا جهانی شدن ـ نقش طبقة کارگر و لذا جنبش‌های کارگری را به شدت کاهش داده است، لیکن روابط فقر و جنبش‌های اجتماعی رابطه‌ای پایدار باقی مانده است. امروزه جنبش‌های چندطبقه‌ای جانشین جنبش متشکل کارگران گردیده لیکن هنوز تهی‌دستان شهری مهم‌ترین نیروی محرکة جنبش‌های اجتماعی‌اند. از این رو، رابطه فقر و جنبش‌های اجتماعی در دوره‌های مختلف مورد اشاره قرار گرفته‌اند. همچنین کوشش شده است تا نشان داده شود که در حال حاضر بخش عمده‌ای از جنبش‌های اجتماعی، خشونت‌ستیز و درون‌سیستمی می‌باشند و چنان‌چه دولت‌های جهان سومی هوشمندانه آن‌ها را به رسمیت نشناسند امکان تبدیل شدن آن‌ها به حرکات شورش‌گرانة تخریبی وجود دارد که ممکن است به دخالت بیگانگان منجر شود.

خلاصه ماشینی: "پس آن‌گاه با مروری بر مهم‌ترین انواع جنبش‌های اجتماعی در غرب و در جهان سوم، تلاش شده است تا نشان داده شود که گرچه تغییرات اساسی در سطح جهان ـ از جمله پیدایش دولت رفاهی، جذب شدن جنبش‌های کارگری در درون اتحادیه‌ها و سندیکاها (که نهادهای میانجی برای بی‌آزارسازی جنبش کارگری محسوب می‌شوند) و یا جهانی شدن ـ نقش طبقة کارگر و لذا جنبش‌های کارگری را به شدت کاهش داده است، لیکن روابط فقر و جنبش‌های اجتماعی رابطه‌ای پایدار باقی مانده است. لیکن در کشورهای غرب با بالا رفتن سطح زندگی که خود بهترین گواه رابطة فقر و جنبش‌های اجتماعی محسوب می‌شود از یک سو و پیدایش اتحادیه‌ها، سندیکاهای کارگری و ده‌ها سازمان و نهاد دیگر که نقش میانجی طبقات را بازی می‌کردند از سوی دیگر، به نهادینه ساختن بی‌آزار جنبش کارگری مشغول بودند و چنین جنبش‌هایی را در درون سیستم‌های غربی جذب می‌ساختند. گرچه آینده شاهد رادیکال شدن شدید گروه‌های تهی‌دست خواهد بود و اشکال جدیدی از حرکات جمعی بروز خواهد کرد، لیکن در حال حاضر مهم‌ترین نکته آن است که دولت‌های جهان سومی باید آگاهانه برخورد کنند زیرا جنبش‌های اجتماعی با اهداف محدود و غیرساختارشکن می‌توانند جانشین شورشی‌های تخریبی شوند و این نکته‌ای سخت با اهمیت است. اول آن‌که همان‌گونه که عنوان گردید آمار یاد شده تفاوت‌های بارزی را که در مقاطع مختلف دهة مورد بحث وجود داشته است نشان نمی‌دهد و ضمنا شکاف درآمدی و تغییر در الگوی مصرف ثروتمندان را منعکس نمی‌سازد؛ مهم‌تر آن‌که گسترش فقر روستایی ـ که در نهایت به نقاط اسکان غیررسمی یا روستاها و سکونتگاه‌های پیرامون شهرهای بزرگ منتقل می‌شود ـ را نیز مخفی می‌کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.