Skip to main content
فهرست مقالات

چگونگی پیدایش کثیر از واحد (نظام فیض) از دیدگاه شیخ اشراق

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (36 صفحه - از 65 تا 100)

کلیدواژه ها : <P>نظام فیض ،نور الانوار ،نور اقرب ،قهر و محبت ،اشراق و مشاهده‌</P>

کلید واژه های ماشینی : اشراق ،شیخ اشراق ،نظام فیض ،نور ،سهروردی ،نور الانوار ،پیدایش ،دیدگاه شیخ اشراق ،حکمة الاشراق ،عقل ،مکتب ،نور مجرد ،حکیمان ،نور اقرب ،نظریه ،شیخ اشراق دربارهء نظام فیض ،عقول ،نظام فیض براساس مکتب اشراقی ،کثرت ،مکتب اشراقی ،فلک ،حکیمان اشراقی ،تبیین نظام فیض براساس مکتب ،دیدگاه ،اشراق و مشاهده ،واحد ،اجسام ،حکیمان مشایی ،سهروردی دربارهء نظام فیض ،نور قاهر

&lt;P&gt;در مکتب اشراقی،ما با تنوع واژگان دربارهء صادر اول مواجه هستیم.سهروردی در برخی از نوشته‌های خود مثل التلویجات،الواح عمادی،پرتونامه،رسالة فی اعتقاد الحکما،یزدان شناخت،اللمحات و کلمة التصوف،نظام فیض را به شکل فیلسوفان‌ مشایی-و به شکل ثلاثی که ابتکار ابن سینا است-تقریر می‌کند.غیراز این جهت‌ اشتراک،از حیث روش‌شناختی،میان این آثار تفاوت وجود دارد.اما درالواح عمادی، بعد از تقریر آن به شکل مشایی،تلاش می‌کند تا حدی از نظام مشایی فاصله بگیرد.این‌ روند در المشارع و المطارحات تعمیق می‌یابد.سرانجام در هیا کل النور و بالاخص حکمة الاشراق،شیخ نظریهء نهایی و ابتکاری خویش را بیان می‌کند و میان نظریهء نهایی‌ سهروردی و فارابی تفاوت‌ها و مشابهت‌هایی وجود دارد و اشکال مشترکی بر هر دو نظریه وارد است.در نظریهء نهایی سهروردی دربارهء نظام فیض،قهر و محبت،و اشراق و مشاهده،نقش‌های اصلی را ایفا می‌کنند و نکات قابل تأملی در این موارد وجود دارد. مهم‌ترین وجوه ممیزهء نظریهء شیخ اشراق،ابتنای نظریه او بر اصالت نور و ارائه نظریهء عقول عرضی است.&lt;/P&gt;

خلاصه ماشینی:

"اما دربارهء دیدگاه شیخ‌ اشراق دربارهء نظام فیض،پرسش‌های زیر قابل طرح است:آیا سهروردی در آثار مختلف‌ خویش مثل حکیمان مشایی از صادر اول با واژه‌های بسیار محدود سخن می‌گوید یا ما در مکتب اشراقی با تنوع واژگان دربارهء صادر اول مواجه هستیم؟و آیا شیخ اشراق در کتابهایش نظام فیض را به شکل حکیمان مشایی تقریر کرده است؟در صورت مثبت‌ بودن پاسخ،او نظام فیض را به سبک فارابی و به شکل ثنایی تقریر کرد و یا مثل ابن سینا به شکل ثلاثی تبیین کرد؟آیا حکیم مقتول در تمام عمر و در همهء رسائل خویش،نظام‌ فیض را تنها به شکل مشایی تقریر کرد و یا تحولی در نگرش او صورت گرفته است؟و آیا حکیم شهید در نهایت موفق به ارائهء یک نظریه جدیدی دربارهء نظام فیض شده است‌ یا نه؟در صورت مثبت بودن پاسخ،چه عواملی در پیدایش کثرت از دیدگاه مکتب‌ اشراقی دخالت دارند؟ ما در این نوشتار،در صدد آن هستیم که با رجوع به مکتوبات حکیمان اشراقی و تأمل‌ در آنها،به پرسش‌های پیش گفته که پیرامون مسألهء واحد پژوهشی-دیدگاه شیخ اشراق‌ دربارهء نظام فیض-است،در حد بضاعت علمی خویش پاسخ دهیم. مطالبی که تاکنون بیان کرده‌ایم،تنها به روند پیدایش کثرت در عالم انوار محدود بود، اما نظام اشراقی عالم را تنها به عالم انوار محدود نمی‌کند،بلکه افزون بر آن،وجود عالم‌ اجسام را نیز می‌پذیرد،حال باید ببینیم که اشراقیان پیدایش کثرت در عالم اجسام را چگونه تبیین می‌کنند؟ شیخ اشراق برای تبیین این مسأله،ابتدا مقدماتی ذکر می‌کند و می‌گوید:براساس‌ قاعده الواحد،صادر اول باید واحد بسیط باشد و آن عقل اول(نور اقرب)است و در آن‌ جهات کثرت ذاتی و عرضی نیست،زیرا جهات کثرت در نور اقرب موجب پیدایش‌ جهات کثیر در واجب الوجود می‌شود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.