Skip to main content
فهرست مقالات

قلمرو حجیت علم قاضی در فقه

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (28 صفحه - از 93 تا 120)

کلیدواژه ها :

عدالت ،حق الله ،حق الناس ،<P>علم قاضی ،حق</P>

کلید واژه های ماشینی : قاضی، حجیت علم قاضی، علم قاضی، بینه، علم، اقرار، حق، ادلهء حجیت علم قاضی، حکم، قلمرو حجیت علم قاضی

&lt;P&gt;از دیرباز این پرسش مطرح بوده است که آیا قاضی می‌تواند در صورت نبود اقرار،بینه‌ و قسم،تنها به علم خود رأی دهد یا خیر؟در این نوشتار پس از بررسی چهار نظریه از فقهای شیعه و سه نظریه از فقهای اهل سنت و ادلهء موافقان و مخالفان،نتیجه گرفته شده‌ است که:ادله موافقان از اثبات این مدعا در مورد حق الله و اجرای حد،قاصر است و اجرای حدود شرعی منوط به اثبات،از طرق شرعی است،اما در مورد حق الناس‌ چنانچه علم قاضی مستند به شواهد و قرائن قابل قبول باشد،حجت است و می‌توان‌ براساس آن حکم و مجازاتی-غیر از حد شرعی-برای مجرم تعیین کرد.اگر قاضی‌ بخواهد در صورت فقدان ادلهء معتبر،صرفا براساس علم شخصی خودش حکم کند،ادلهء حجیت علم قاضی از اثبات این مورد نیز قاصر است و نباید قاضی خود و دستگاه قضایی‌ را در موضع تهمت قرار دهد.در هر صورت اگر قاضی(چه در حق الله و چه در حق‌ الناس)به نادرستی ادلهء ارائه شده علم دارد،نباید مخالف عقیدهء خودش حکم و خود را در ادلهء مذکور محصور کند زیرا ادلهء وجوب حکم به عدل و حق،اجازهء صدور حکم‌ مخالف حق را به او نمی‌دهد.&lt;/P&gt;

خلاصه ماشینی:

"استادیار دانشگاه مفید بینه و تنها بنابر علم خود رأی دهد یا باید پای‌بند اقتضای دلایلی باشد که دو طرف‌ دعوی مطرح می‌کنند؟ به بیانی دیگر،آیا قاضی باید براساس ادله و شواهدی که در طی مراحل دادرسی‌ توسط کارشناسان و اهل خبره در موضوعات تخصصی به دست می‌آورد(سنهوری، 33/2)و موجب اطمینان او می‌گردد-البته با شرایطی که در فقه و حقوق برای آن قرار داده شده است‌1-حکم کند؟یا اینکه می‌تواند براساس علمی که پیش از دادرسی به آن‌ موضوع دارد،رأی خود را صادر کند؟مثلا اگر قاضی پیش از طرح دعوا،شاهد واقعه‌ای‌ بود و به بزه‌کاری کسی علم پیدا کرد،آیا می‌تواند به استناد همان مشاهدهء خود حکم‌ بدهد یا آن‌که باید همانند یکی از شهود نزد قاضی دیگر به آنچه دیده شهادت دهد؟ این نوع از علم قاضی محل بحث است و در بین فقهای شیعه چهار قول یافت‌ می‌شود: 1-حجیت علم قاضی فقط در حقوق الناس؛(ابن حمزه،812؛شیخ طوسی،نهایه، 117،همو،مبسوط،21/8؛حلبی،824-234؛از علامهء حلی نیز همین قول در ایضاح‌ نقل شده است. اصل اولی این است که‌ کسی بر دیگری ولایت ندارد:«لا ولایة لاحد علی احد»و نمی‌تواند حکمی علیه او صادر کند و اگر کرد،هیچ اثری بر آن حکم نیست مگر دلیل قطعی از عقل یا شرع بر این‌ ولایت وجود داشته باشد(نکـ:انصاری،مکاست،513/9)و چون دلیل صریح و روشنی در باب حجیت علم قاضی در حق الله وجود ندارد،اصل،بر عدم ترتب آثار این‌ قبیل احکام است(نکـ:نجفی،98/04)."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.