Skip to main content
فهرست مقالات

سیمای فداکاران (4): جوانمرد

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : جوانمرد ،حمزه ،شکار ،مسجد الحرام ،اسلام ،موقع صدای حمزه سکوت ،ابو جهل ،بنی مخزوم ،سکوت ،پیغمبر اسلام ( ص ) ،جریان اسلام حمزه ،شهر ،شخصیت ،سخن ،جوانمردی حمزه ،پیغمبر ( ص ) ،نگاه ،مردم ،شخصیت حمزه ،مسلمانان صدر اسلام ،این‌همه ،صدای بلند ،بن ابی ارقم ،فضای مسجد ،موقع ،خانه شاهد اسلام ،شدند حمزه ،ابو الحکم ،فضای خانه ،گروه زیادی از مسلمانان

خلاصه ماشینی:

"ناگهان متوجه شدند حمزه با شتاب بطرف آنان میآید،وضع غیر منتظره‌ای پیش آمده‌ بود زیرا حمزه همه روزه وقتی از شکار برمیگشت ابتدا بطواف کعبه میپرداخت،سپس با حلقه‌های جمعیت پراکنده که بطور پراکنده در مسجد الحرام نشسته بودند تماس میگرفت و اخبار تازه‌ای‌ را میپرسید،اما آن روز بمحض رسیدن بمسجد الحرام یکراست بسراغ انجمن«بنی مخزوم» رفت،همه ساکت و آرام باو نگاه میکردند،حمزه پیش آمد و با حرکتی سریع کمان را از کمر کشید و آنچنان بر پیشانی ابو جهل نواخت که خون جاری شد،سپس طنین رعدآسایش‌ در فضای مسجد پیچید:آیا باو ناسزا گفته‌ای،با اینکه من بآیین او گرویده‌ام و سخن او با من یکی است؟اکنون اگر میتوانی از من انتقام بگیر. این خانه شاهد اسلام آوردن گروه زیادی از مسلمانان صدر اسلام بود،از جمله،در یک روز فراموش نشدنی که چند نفر از مسلمانان در آن خانه پیرامون پیغمبر(ص)نشسته‌ بودند ناگهان صدای کوبیدن در بلند شد یکی از مسلمانان که روحیه‌ای ناتوان داشت، برخاست و آهسته آهسته پشت در رفت و از درز آن نگاه کرد و با رنگ پریده برگشت و وحشت‌زده گفت: -عمر است و شمشیر نیز بر کمر دارد!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.