Skip to main content
فهرست مقالات

سیمای فداکاران (5) میزبان

نویسنده:

(6 صفحه - از 46 تا 51)

کلید واژه های ماشینی : اسلام، پیامبر، ایوب، پیامبر گرامی اسلام، کاروان پیامبر گرامی اسلام، روز پیامبر گرامی اسلام، پیغمبر اسلام ( ص )، مرد، شهر، جنگ

خلاصه ماشینی:

"مردم و بویژه اهل آن محل با خوشحالی هرچه‌ تمامتر پیرامون مهمان عزیز خود بودند،دیدگان‌ (1)سیره ابن هشام ج 2 ص 100 شوقزده سرگرم تماشای او بود و دستها و آغوشهای‌ باز باستقبالش می‌آمد،در این میان؛همان جوان‌ ژنده پوش،بدون اینکه با کسی سخن بگوید؛به‌ چالاکی آمد و خورجین و لباسهای پیغمبر(ص)را از روش شتر برداشت و بخانه‌ی خویش برد،تا افتخار ضیافت پیغبر(ص)نصیب او گردد باز هم دعوتها از اطراف،این مهمان تازه وارد را احاطه کرد و صحنه‌ی رقابتی بوجود آورد،مخصوصا بین افراد سرشناسی که هنوز با روح تعالیم این آئین جدید آشنا نبودند پیامبر اسلام(ص)نگاهی بپشت سر افکند باطرافیان فرمود: -ما اثاث مختصری نیز داشتیم،کجا است؟ -ابو ایوب آن را برد. پس از مراجعت از صفین شخصی باو گفت: -تو روزی مهماندار پیغمبر اسلام(ص)بوده‌ای، و با این شمشیرت در پیشگاه او جنگیده‌ای،اکنون‌ چطور شد که امروز با همین شمشیر با مسلمانان‌ می‌جنگی؟!ابو ایوب نگاهی بچشمهای کنجکاو او انداخت،دستش را گرفت و چنین پاسخ داد: میدانی؟پیغمبر اسلام(ص)خود بمن اطلاع‌ داده که در التزام رکاب علی(ع)با سه دسته باید بجنگم،پیمان شکنان(طلحه و زبیر)،زورگویان‌ (معاویه)و خوارج،اینک با دو دسته‌ی اول جنگیده- ایم و یک جنگ دیگر باقی مانده است اما نمیدانم‌ طرف ما چه کسانی خواهند بود و اکنون در کجا بسر می‌برند؟1 او تنها مرد جنگ نبود،در سخنوری نیز توانایی‌ سرشاری داشت،و با سخنرانیهای مهیج و بیان‌ گیرای خود،می‌توانست افکار شنوندگان را روشن‌ نموده عواطف آنان را تحریک کند،و اینک نمونه‌ای‌ از سخنرانیهای او را که در مقابل ملت خسته دل‌ کوفه ایراد نموده است از او بشنویم: «امیر مؤمنان سخنان خود را بگوش مردان سخن‌ نیوش و بیدار دل رسانید خدا شما را به نعمت‌ گرانمایه‌ای سرافراز فرموده است ولی متأسفانه‌ آنطور که باید و شاید از او قدردانی نمی‌کنید!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.