Skip to main content
فهرست مقالات

سوگند مقدس/ قسمت 12

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : گینه، اسلام، بیمار، عبد الحمید، شورشیان، طاغوت، بازپرس، قسمت، کودک، فریب، صندلی، نجات، مردان، روح، سربازان فرانسوی روبرو، اسلامی گینه، مبلغ مذهبی، گینه روبرو، کودک بیمارش، حمله سربازان فرانسوی، ساعت بعد نگهبانی، نگهبانی به داخل سلول، سربازان فرانسوی به شورشیان، روبرو، کار، نهضت مقاومت گینه، مبلغ اسلامی، بقیه، زن و بچه‌مان، ساعتها در سلول

خلاصه ماشینی: "آن‌ مرد هم روی صندلی نشست و بعد گفت: -«شما نمیدانید که من چقدر به مبلغان مذهبی‌ علاقه دارم سال گذشته در سفر حج افتخار و سعادت‌ این را داشتم که با یک مبلغ مذهبی مانند شما همسفر شوم. نمی‌دانید آقای عبد الحمید چقدر سفر به هردوی ما خوش گذشت؟راستی شبها آسمان مکه‌ چه جذبه‌ای داشت؟آه که از بیاد آوردن آن صحنه- های شورانگیز چه حالتی بانسان دست میدهد؟» او آنچنان چاپلوسانه سخن میگفت که من متوجه‌ شدم قصد دارد با حرفهایش خود را به اسلام، علاقمند نشان داده؛مرا فریب دهد. البته افراد نظامی ما توانستند«اسمارت‌بروتون»و کارمندان شرکت را نجات دهند اما شورشیان گریختند و در جنگل‌ پنهان شدند و شما هم به این علت که در اثر انفجار بیهوش شده بودید به دست سربازان ما افتادید. من مشتم را روی میز کوبیدم و گفتم: -به انسانهای آزاده‌ای که قلبشان از عشق به‌ آزادی و آسایش محرومان سرشار است توهین نکنید؛ حرف آخرتان را بگوئید از من چه میخواهید؟ بازپرس از جا برخاست و گفت: -آقای عبد الحمید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.