Skip to main content
فهرست مقالات

یک داستان آموزنده: آنجا که میزبان را به مرگ محکوم می کنند!

کلید واژه های ماشینی : میزبان، حنظله، مرگ محکوم، جلاد، سرباز، خدا، ندای وجدان، بیچاره‌ها، غریان، قانون

خلاصه ماشینی:

"دسته سوم:نعمان و عمال او بودند،آنها هم‌ منطقی جداگانه داشتند،بهتر است منطق آنها را از زبان خود نعمان بشنوید!نعمان پس از استماع‌ سخنان خنظله سر را بلند کرده گفت:من نمیدانم‌ تو چه میگوئی؟و اصولا یکنفر دهاتی نگون‌بخت‌ چه خدمتی میتواند به صاحب‌اختیار مملکت بکند؟ ولی مضحک‌تر از همه این است که محکوم به اعدام‌ تقاضای مرخصی کند!و مهلت بخواهد!و در این‌ صورت اولا با مراسم روز«شوم»چه کنیم؟مگر قانون اجازه میدهد مراسمی با این عظمت را که‌ چند ماه برای برگزاری آن وقت صرف شده و نیروها و هزینه‌ها در راه آن تلف گردیده باین‌ مفتی تعطیل نمائیم؟ و ثانیا:بر فرض که تمام مشکلات را نادیده‌ گرفتیم چگونه می‌توانیم مطمئن باشیم که تو بروی‌ و باز برگردی؟ مگر ممکن است کسی که جان شیرینش را از ورطه هلاک نجات داده باز هم برگردد و خود را گرفتار سازد؟ نه!ما نمی‌توانیم این قول را بپذیریم و این‌ گفته را باور کنیم و..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.