Skip to main content
فهرست مقالات

فرازهایی از تاریخ اسلام/ حوادث سال نهم هجرت؛ عدی بن حاتم باسلام میگروید

نویسنده:

(4 صفحه - از 60 تا 63)

کلید واژه های ماشینی : اسلام، پیامبر، قبیله، پیامبر اسلام، پیامبر اکرم، خواهرم، بیماری، شام میرفت خواهرم از پیامبر، خدا، حجاز، قدرت، سایه قدرت نظامی اسلام، عدی‌بن‌حاتم با سلام میگروید، عدی‌بن‌حاتم رهسپار مدینه، خطر، سال نهم هجرت، خانه خدا، نمایندگان قبیله‌ها به مدینه، حوادث سال، آئین توحید فکر، منزل بردم خواهرم، مسجد پیامبر، ازاین‌نظر نمایندگان قبائل، آئین اسلام، میان قبیله، پیامبر تکرار، بت قبیله، رئیس قبیله شروع به سخن، قبیله شروع به سخن گفتن، رهبر عالیقدر اسلام

خلاصه ماشینی: "خواهرم پس از انتقال به مدینه در خانه‌ای در نزدیکی مسجد پیامبر،که مرکز اسیران‌ بود،نگاهداری میشد و او سرگذشت خود را چنین نقل میکند: روزی پیامبر برای اداء نماز در مسجد از کنار خانه اسیران عبور میکرد من فرصت را مغتنم شمردم و در برابر پیامبر ایستاده و به وی گفتم:یا رسول الله؛هلک الوالد وغاب الوافد فامنن من الله علیک:پدرم در گذشته و نگه‌دارنده من ناپدید شده بر من منت گذار،خدا بر تو منت گذارد پیامبر پرسید که کفیل تو چه کسی بود؟گفتم:برادرم عدی بن حاتم فرمود:همان‌ شخص که از خدا و رسول او بسوی شام گریخت این جمله را پیامبر فرمود و راه مسجد را پیش گرفت‌ فردا نیز عین همین گفتگو میان من و پیامبر تکرار شد و به نتیجه‌ای نرسید،روز سوم از مذاکره‌ فردا نیز عین همین گفتگو میان من و پیامبر تکرار شد و به نتیجه‌ای نرسید،روز سوم از مذاکره‌ با پیامبر مایوس و نومید بودم ولی هنگامیکه پیامبر از همان نقطه عبور می‌کرد جوانی را پشت سر او دیدم که به من اشاره میکند که برخیزم و سخنان دیروز را تکرار کنم،از اشاره آن جوان بارقه‌ امید درونم را روشن ساخت و برخاستم جمله‌های پیش را حضور پیامبر اسلام بازگو کردم، پیامبر در پاسخ من گفت برای رفتن شتاب مکن من تصمیم گرفته‌ام که ترا همراه فردی ایمن به‌ زادگاهت بازگردانم،و فعلا مقدمات مسافرت شما فراهم نیست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.