Skip to main content
فهرست مقالات

نیستان نیستان عشق

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : نیستان، مثنوی، مولانا، درد، نیستان نیستان عشق، راز، نایی، شعر، پارسی، فرو، پیوند، نماد، شگرف، مولوی، ادب، دم نایی، آیینه، اندیشه، واژه، شگفت، زبان نایی راز، نشانه‌ای، انسان بیدار دل جان، نهاد، شگرفیها و شگفتیهای مثنوی، نماد گونه‌ای شگرف، زبان، بی‌زمان، شعر اندیشه، آشنای

خلاصه ماشینی: "ناگفته آشکار است که نی در دیباچه مولانا بر مثنوی، نماد گونه‌ای از انسان است؛انسانی جدا افتاده از بنیاد و کاشانه راستین خویش؛از جانی روشن که به تاریکی تن دچار آمده است؛و از فرازنای مینو در گو گیتی فرو افتاده است؛جانی که بدان مایه از روشن رایی رسیده است که بر آوارگی خویش در جهان خاک آگاه باشد و از کاشانه آسمانی خود، به درد و دریغ، یاد آورد. اما چرا پیر روشن رای و جان آگاه بلخ، نی را چونان نماد گونه‌ای از انسانی چنین بیدار دل و درد آشنا، برگزیده است؛و از آن، در آغاز راز نامه شگفت خویش سخن گفته است؟ما، در پی، می‌کوشیم پاسخی بدین پرسش بدهیم: پیوند نی را با انسان از سه دید می‌توان کاوید و بر سه پایه می‌توان نهاد: 1)برترینن و بنیادیترین ویژگی نی چیست که آن را از دیگر سازها جدا (1)در باره«شعر اندیشه»و«شعر انگیزه»نگاه کنید به:میرجلال الدین کزازی، در دریای دری، تهران 1368. 1 نی، بر پایه برترین و بنیادیترین ویژگی خویش که پرداختگی و تهی شدگی از خویشتن است، در زبان رمزآلود و اسطوره‌گرای مولانا، نماد گونه‌ای شده است از انسان بیدار دل جان آگاه که توانسته است از چنبر تن و از چیرگی «من»رها شود؛و با گسستن از خود، به دوست بپیوندد؛نی، ازینرو، نشانه‌ای رازآلود از دلشده‌ای سرمست و بی‌خویشتن است که در دلدار رنگ باخته است؛و خود را از او ساخته است؛دلشده یگانه شده با یار، از لب او راز می‌گوید: با لب دمساز خود گر جفتمی همچو نی من گفتنیها گفتمی."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.