Skip to main content
فهرست مقالات

سیر و سلوک آقای محقق

نویسنده:

(7 صفحه - از 108 تا 114)

کلید واژه های ماشینی : آقای محقق ،سرشناسه ،بنده ،سرش ،لحنی ،سعی ،نویسنده همکار ،سعی می‌کرد ،تکان داد ،فریاد زد ،ادامه داد

خلاصه ماشینی:

"مقابل میز امانت رسید و تا خواست صحبت کند، کتابدار انگشت اشاره را بر روی لبان نهاد و با صدای کشداری گفت:"هیس‌"!و بعد همان انگشت‌ را به طرف مطالعه‌کنندگان گرفت. "کتابدار همان انگشت مقدس را به طرف گوشش برد و با سر اشاره کرد که چه می‌گویید؟من که نمی‌شنوم!محقق سینه‌ای صاف کرد و به صدای بلند گفت:"ببخشید. مرد گفت:"آیا از موضوعهای داده شده راضی هستید؟"آقای محقق دوباره از جا برخاست،به سر میز آمد و روی‌ کاغذ در مقابل‌"ج‌"بعدی نوشت:"بنده که عرض کردم،برگه‌دان را ندیده‌ام. مرد با تردید به آقای محقق نگاه کرد و بعد سرش را پایین انداخت و لبش را جوید. دوباره سر بلند کرد و گفت:"پیشنهاد بنده این است، خوب توجه کنید نه تنها عبارت نویسنده همکار نباید حذف شود بلکه... خیلی اذیت شدید؟"و در حالی که به طرف دیگری نگاه می‌کرد زیر لب گفت: "مرتجع بی‌رحم!"آقای محقق روی صندلی نشست،در حالی که خود را آماده می‌کرد تا دوباره‌ بلایی به سرش بیاید. "آقای محقق دست خود را بلند کرد و گفت: "خواهش می‌کنم آقا. زیر لب خنده‌ای کرد و با لحنی استهزاآمیز گفت: "دربارهء سرشناسه هم از شما سؤال کرده‌اند؟"و قبل از آن که آقای محقق جواب بدهد محکم بر روی کتاب کوبید و فریاد زد:"آخر سرشناسه چه اهمیت دارد؟در حالی که تمام شناسه‌ها می‌چرخند و خود کلید بازیابی می‌شوند؟"آقای محقق که از صدای ناگهانی ضربهء دست مرد و فریاد او بیش از کلماتی که می‌شنید-و هیچ از آن نمی‌فهمید-جا خورده و ترسیده بود،آب‌ دهانش را به سختی فرو برد و گفت‌"بنده بی‌تقصیرم آقاجان."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.