Skip to main content
فهرست مقالات

علل نابرابری در جوامع توسعه یافته و کم تر توسعه یافته

نویسنده:

ISC (26 صفحه - از 89 تا 114)

کلید واژه های ماشینی : توسعه، اقتصادی، کم‌تر توسعه‌یافته، درآمد، کشورهای کم‌تر توسعه‌یافته تفاوت، اجتماعی، درآمد سرانه، کشاورزی، رشد اقتصادی، کشورهای کم‌تر توسعه‌یافته نابسامان‌تر

آرمان برابری، مانند آزادی، از قدیم‌ترین آرمان‌های بشری است که پیامبران، آزادگان، روشنفکران و همه مردم محروم و زجرکشیده، در طول قرون بر آن تأکید داشته‌اند. ساختار اجتماعی جوامع، اعم از توسعه‌یافته و کم‌تر توسعه‌یافته، به‌گونه‌ای است که نابرابری می‌آفریند؛ بنابراین، هدف دولت‌ها باید کوشش برای برابری باشد؛ اما واقعیت‌های موجود نشان می‌دهند که اوضاع نابرابری در کشورهای کم‌تر توسعه‌یافته نابسامان‌تر است. فقر، تبعیض، فساد مالی و نابرابری‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در بیش‌تر کشورهای کم‌تر توسعه‌یافته، امید به زندگی آبرومندانه را برای عموم مردم به‌ویژه قشر تحصیلکرده کاهش داده و پدیده فرار مغزها و مهاجرت به کشورهای پیشرفته را سبب شده است. پرسش اصلی این مقاله آن است که چرا کشورهای توسعه‌یافته در قیاس با کشورهای کم‌تر توسعه‌یافته، توزیع درآمد بهتری دارند. چه تفاوت یا تفاوت‌هایی بین این دو گروه از کشورها وجود دارد که سبب بدتر شدن توزیع در کشورهای کم‌تر توسعه‌یافته می‌شود؟ پاسخ اجمالی به پرسش پیشین این است که کشورهای توسعه‌یافته، از لحاظ ساختار قشربندی با کشورهای کم‌تر توسعه‌یافته تفاوت دارند و این تفاوت، از مسائل ذیل سرچشمه می‌گیرد: 1. میزان رشد اقتصادی یا سطح درآمد؛ 2. میزان صنعتی شدن؛ 3. میزان تحرک اجتماعی؛ 4. میزان مشارکت.

خلاصه ماشینی:

"کشورهایی که به فرایند توسعه اقتصادی و صنعتی شدن وارد می‌شوند، به‌طور معمول الگوهای مصرفشان دستخوش تغییر می‌شوند؛ به‌گونه‌ای که دیگر مردم تمام درآمدهای خود را صرف مخارج ضرور نمی‌کنند؛ بلکه کالاهای مصرفی بادوام و در نهایت، خدمات و محصولاتی می‌خرند که اوقات فراغت آن‌ها را بیش‌تر پر کند و این فرایند، نشان‌دهنده رفاه عمومی مردم در این کشورها است؛ در حالی که در کشورهای کم‌درآمد و در حال توسعه یا کشورهای با اقتصاد کشاورزی، هر کارگری در حدود آن‌چه برای زندگانی خویش نیازمند است، تولید می‌کند، و مقداری که زاید بر احتیاجات روزانه کارگران تولید می‌شود، به‌صورت مالیات و سهم صاحبان سرمایه، نصیب درباریان و امیران و معدودی توانگران و نظامیان می‌شود. میزان مشارکت سیاسی (افزایش مساوات‌طلبی) یکی از تفاوت‌های عمده نظام‌های طبقاتی کشورهای توسعه یافته با کشورهای‌در حال توسعه این است که کشورهای پیشرفته صنعتی، تضاد طبقاتی بین توانگران و صاحبان ابزار تولید با نیروی کار حقوق بگیر و دستمزد بگیر را نهادینه و قانونمند، و خشونت‌بار بودن تضاد را که‌در مراحل نخستین رشد اقتصادی سرمایه‌داری صنعتی ایجاد شده بود مهار و کنترل کرده‌اند. (57) بدین ترتیب، رشد و گسترش حقوق سه‌گانه شهروندی بسط طبقه متوسط در اثر رشد اقتصادی و گسترش بخش خدمات در مقایسه با بخش کشاورزی و صنعت، موجب تقویت نقش دولت رفاه در ارتقای رفاه عمومی و کاهش نابرابری شد؛ البته طبقات همچنان وجود دارند؛ ولی تضاد بین آن‌ها نهادینه و قانونمند شده است؛ بنابراین، آرمان برابری و «محو تمام نابرابری‌ها» که ادعای بعضی از جامعه‌شاسان نظام سرمایه‌داری غرب است، به‌طور کامل رد می‌شود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.