Skip to main content
فهرست مقالات

مبانی معرفتی اومانیسم

نویسنده:

(16 صفحه - از 100 تا 115)

کلید واژه های ماشینی : کانت ،دکارت ،فلسفه ،معرفت ،اسپینوزا ،انسان ،خدا ،تفکر ،عقل ،جوهر ،فکر ،نفس ،فلسفه کانت ،ذهن ،اومانیستی ،شناخت ،روح ،فلسفه دکارت ،طبیعت ،معرفت‌شناسی ،حقیقت ،ماده ،اثبات ،اسپینوزا جوهر فرد ،جوهر فرد ،خداوند ،نفس انسان ،فلسفه‌های اومانیستی ،معرفت‌شناسی اومانیستی ،علت

خلاصه ماشینی:

"اما اگر خدای فلسفه اسپینوزا به‌عنوان مصداق مطرح شده و موجودی حقیقی است در این صورت چگونه ذهن وعقل متناهی می‌تواند بر آنچه در خارج به‌عنوان وجود بی‌نهایت تشخص دارد احاطه یابد؟ به‌نظر می‌رسد که حتی همان توحید عقلانی اسپینوزا و دستیابی به علتی که شامل هر دو بعد فکر و امتداد (در فلسفه او) می‌شود بدون پذیرش تصور خدا و کمال افاضه‌شده از جانب خدای خالق او، نه خدای مخلوق ذهن، ممکن نباشد، یعنی باید شناخت علت که خداوند است از جانب خود او به‌عنوان موجودی حقیقی وبی‌نهایت، به ذهن افاضه شود (که لازمه این امر، مدد جستن از وحی می‌باشد) تا بتوان با تصوری از علت، به معلولهای او نیز اشراف حاصل کرد که از خدای مفهومی و مخلوق ذهن چنین امری برنمی‌آید. (37) معرفت‌شناسی کانت در شاگردش، فیخته، این اثر را داشت که او علاوه بر پذیرش فاعلیت مطلق ذهن (در فلسفه کانت) کوشید تا به‌نحوی ثنویت دکارتی را حل کند زیرا شکاف بین بودها و نمودها در جهان‌بینی کانت بسیار عمیقتر از شکاف میان جسم و روح دکارتی شده بود لذا سعی کرد تا بار دیگر این دوئیت را به وحدت تبدیل کند اما در این وحدت آنچه حاکم مطلق بود ذهن آدمی بود ولاغیر؛ چنانکه او سؤال کرد: " از کجا معلوم که ماده علم نیز مانند صورتش در خود ذهن نباشد و اگر چنین باشد امتیاز عوارض و ذات از میان می‌رود، زیرا که عوارض را ما نتیجه تأثیراتی دانستیم که از خارج بر ذهن وارد می‌شود، ولی چون معتقد شدیم که از خارج تأثیراتی به ذهن نمی‌رسد و همه از خود ذهن برمی‌آید، عوارض بی‌حقیقت می‌شود و برای وجود ذوات هم که منشاء ظهور آن عوارض پنداشته بودیم، محلی باقی نمی‌ماند، و اصل اصیل یک چیز می‌شود یعنی همان که علم به او منسوب است و همان که می‌گوید "من" و معلوم را هم خود او می‌سازد و خلق می‌کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.